چگونه بزرگ شدیم

بزرگ شده ایم زودتر از ان چیزی که فکرش را میکردیم اما بعضی خاطرات را هیچ وقت از یاد نمیبریم از ان جمله کتکهای زمان کودکی را(یا به قول بزرگترها تربیت کردن هایمان را)

 تا به حال از پدر یا مادر خود کتک خورده اید؟

آیا به یاد دارید اولین بار یا آخرین باری که کتک خورده اید کی و بر سر چه موضوعی بوده است؟

اکنون بزرگ شده اید:

چقدر پدر یا مادر شما.شما را نصیحت میکنند؟این نصایح موثر بوده است؟

فکر میکنید چقدر آن کتکهای زمان کودکی و این نصایح زمان بزرگی در تربیت شما تاثیر داشته است؟

ایا فرزندان شما نیز اگر به همین شیوه تربیت شوند مانند شما میشوند؟ یا فکر میکنید زمانه عوض شده است و  کودکان را باید به شیوه دیگری تربیت کرد؟

نظر مراجع در باره رایتل

چند روزیست فتوای حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی) در مورد امکان جدید رایتل (مکالمه ی تصویری) نقل محافل اینترنتی شده است.
فتوای این مرجع تقلید که معمولا با تحریف در سایت ها و وبلاگ و شبکه های اجتماعی نقل می شود از این قرار است:
شخصی پس از ذکر مزایا و معایب استفاده از موبایل تصویری می پرسد:  
آیا جایز است شرکت های خصوصی یا نیمه دولتی اقدام به راه اندازی این اپراتور (تلفن تصویری) کنند؟ حکم مساعدت و معاونت در راه اندازی چنین اپراتوری چیست؟
ایشان در جواب می فرمایند:
اولا به یقین مفاسد این کار از فوائد آن بیشتر است و منشاء مفاسد جدیدی در جامعه ما که متأسفانه درگیر مفاسد مختلفی است خواهد شد و این مطلب پوشیده ای نیست؛ البته ممکن است منافع آن چشم و گوش عدّه ای را بر روی مفاسد آشکار آن ببندد.
ثانیاً: با توجّه به این که ضرورتی برای أصل این کار نیست بنا براین شرکت های خصوصی و دولتی باید از آن خودداری کنند و مکلفین نیز باید از خرید آن اجتناب نمایند مگر کسانی که مطمئن باشند از آن سوء استفاده نخواهد شد. (1)


حال سوالی که در این جا مطرح می گردد این مسأله است:
چرا مراجع تقلید و علماء دین در برخورد با پیشرفتهای بشری مخالفت می کنند؟ مسأله ای که به هنگام اختراع رادیو، تلویزیون، ویدیو، ماهواره و ... اتفاق افتاده است.
این شبهه را با ذکر دو مقدمه می توان جواب داد:
مقدمه ی اول: وقتی در اسلام امری ممنوع و حرام می شود، به دو لحاظ است.
اول: گاهی به علت این است که آن شیئ هیچ منفعت حلالی ندارد. همانند: بت. (این قسم قطعا حرام است).
دوم: ولی گاهی یک شیئ هم استفاده ی حلال دارد و هم استفاده ی حرام. همانند: چاقوی ضامن دار، تلویزیون، ماهواره، موبایل تصویری و ... . در این صورت چنانچه دو شرط زیر را داشت، حلال می باشد: اول: استفاده ی حلال کم نباشد. مثلا اگر اکثر برنامه های تلویزیون ترویج فرهنگ غرب باشد، خرید و فروش تلویزیون حرام است. ولی اگر همین تلویزیون استفاده ی حلال زیادی داشته باشد؛ حلال است.
تلفن تصویری هم از همین قبیل است.
چنانچه در جامعه ای استفاده ی حلال از موبایل تصویری کم باشد، تلفن تصویری حرام می گردد.
ولی اگر در همان جامعه، فرهنگ استفاده از موبایل تصویری وجود داشته باشد قطعا تلفن تصویری حرام نمی باشد.
مقدمه ی دوم: مراجع تقلید به هنگام بیان حلال یا حرام بودن این وسایل، دو نوع مخاطب دارند. اول: عموم مردم که استفاده کنندگان این وسایل هستند. دوم: مسوولین فرهنگی و ... .
وظیفه ی مسوولین با عموم مردم تفاوت دارد. مسوولین در ابتداء باید فرهنگ سازی لازم جهت استفاده از این وسائل را در بین مردم تبلیغ کنند، و سپس آن وسیله را در معرض استفاده ی عموم قرار بدهند. و کسی حق ندارد وسیله ای که هنوز فرهنگ صحیح استفاده از آن وجود ندارد در بین مردم ترویج دهد. همانند چاقوی ضامن دار. اگر مردمی فرهنگ استفاده از چاقوی ضامن دار را نداشته باشند و از آن بیشتر در دعواها و منازعات خیابانی استفاده می کنند؛ هر کسی ذره ای عقل داشته باشد می گوید: باید از خرید و فروش آن جلو گیری بکنیم.
جواب شبهه:
ایشان نسبت به مسوولین گفته اند: به علت عدم وجود فرهنگ استفاده از این پیشرفت (= به وجود آمدن مفاسد مختلف در جامعه) آن را در جامعه رواج ندهید. (همانند جلوگیری از خرید و فروش چاقوی ضامن دار در جامعه ای که فرهنگ استفاده ی صحیح از آن وجود ندارد).
همچنین نسبت به عموم مردم گفته اند: چنانچه کسی اطمینان دارد از این پیشرفت بشر، سوء استفاده نمی شود، می تواند از آن استفاده بکند.

همانگونه که می بینید مراجع تقلید با پیشرفت بشر مخالفتی ندارند؛ و الا استفاده از آن را در هر صورتی منع می کردند؛ لیکن آنچه علماء با آن مخالف هستند: سوء استفاده از پیشرفت بشر در راستای فرهنگ غلط و شیطانی می باشد.

=============================

 به نقل از سایت معظم له.

سفر

با عرض پوزش از همه کسایی که به اینجا  میان  شرمنده شما هستم به خاطر اینکه چند روزی مسافرت بودم و نتونستم مطالب جدیدی بزارم  ایشااله بزودی جبران میکنم

میلاد پیامبر اسلام (ص) مبارکباد

 
ضمن تبریک میلاد پیامبر اسلام(ص) و هفته وحدت  از شما دوستان عزیز دعوت میکنم
زندگینامه حضرت محمد (ص)را مطالعه نمایید
 
زندگینامه  حضرت محمد (ص)نام: محمد بن عبد الله در تورات و برخى كتب آسمانى «احمد» نامیده شده است. آمنه، دختر وهب، مادر حضرت محمد (ص) پیش از نامگذارىِ فرزندش توسط عبدالمطلب به محمّد، وى را «احمد» نامیده بود.كنیه: ابوالقاسم و ابوابراهیم.القاب: رسول اللّه، نبى اللّه، مصطفى، محمود، امین، امّى، خاتم، مزّمل، مدّثر، نذیر، بشیر، مبین، كریم، نور، رحمت، نعمت، شاهد، مبشّر، منذر، مذكّر، یس، طه‏ و... .منصب: آخرین پیامبر الهى، بنیان‏گذار حكومت اسلامى و نخستین معصوم در دین مبین اسلام.تاریخ ولادت: روز جمعه، هفدهم ربیع الاول عام الفیل برابر با سال 570 میلادى (به روایت شیعه). بیشتر علماى اهل سنّت تولد آن حضرت را روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول آن سال دانسته‏اند.عام الفیل، همان سالى است كه ابرهه، با چندین هزار مرد جنگى از یمن به مكه یورش آورد تا خانه خدا (كعبه) را ویران سازد و همگان را به مذهب مسیحیت وادار سازد؛ اما او و سپاهیانش در مكه با تهاجم پرندگانى به نام ابابیل مواجه شده، به هلاكت رسیدند و به اهداف شوم خویش نایل نیامدند. آنان چون سوار بر فیل بودند، آن سال به سال فیل (عام الفیل) معروف گشت.محل تولد: مكه معظمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).نسب پدرى: عبدالله بن عبدالمطلب (شیبة الحمد) بن هاشم (عمرو) بن عبدمناف بن قصّى بن كلاب بن مرّة بن كعب بن لوىّ بن غالب بن فهر بن مالك بن نضر (قریش) بن كنانة بن خزیمة بن مدركة بن الیاس بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان.از پیامبر اسلام(ص) روایت شده است كه هرگاه نسب من به عدنان رسید، همان جا نگاه دارید و از آن بالاتر نروید. اما در كتاب‏هاى تاریخى، نسب آن حضرت تا حضرت آدم(ع) ثبت و ضبط شده است كه فاصله بین عدنان تا حضرت اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل الرحمن(ع) به هفت پشت مى‏رسد.مادر: آمنه، دختر وهب بن عبد مناف.این بانوى جلیل القدر، در طهارت و تقوا در میان بانوان قریشى، كم‏نظیر و سرآمد همگان بود. وى پس از تولد حضرت محمّد(ص) دو سال و چهارماه و به روایتى شش سال زندگى كرد و سرانجام، در راه بازگشت از سفرى كه به همراه تنها فرزندش، حضرت محمّد(ص) و خادمه‏اش، ام ایمن جهت دیدار با اقوام خویش عازم یثرب (مدینه) شده بود، در مكانى به نام «ابواء» بدرود حیات گفت و در همان جا مدفون گشت.و چون عبدالله، پدر حضرت محمد(ص) دو ماه (و به روایتى هفت ماه) پیش از ولادت فرزندش از دنیا رفته بود، كفالت آن حضرت را جدش، عبدالمطلب به عهده گرفت. نخست وى را به ثویبه (آزاد شده ابولهب) سپرد تا وى را شیر دهد و از او نگه‏دارى كند؛ اما پس از مدتى وى را به حلیمه، دختر عبدالله بن حارث سعدیه واگذار كرد. حلیمه گرچه دایه آن حضرت بود، اما به مدت پنج سال براى وى مادرى كرد.مدت رسالت و زمامدارى: از 27 رجب سال چهلم عام الفیل (610 میلادى)، كه در سن چهل سالگى به رسالت مبعوث شده بود، تا 28 صفر سال یازدهم هجرى، كه رحلت فرمود، به مدت 23 سال عهده‏دار امر رسالت و نبوت بود. آن حضرت علاوه بر رسالت، به مدت ده سال امر زعامت و زمامدارى مسلمانان را پس از مهاجرت به مدینه طیبه بر عهده داشت.تاریخ و سبب رحلت: دوشنبه 28 صفر، بنا به روایت بیشتر علماى شیعه و دوازدهم ربیع الاول بنا به قول اكثر علماى اهل سنّت، در سال یازدهم هجرى، در سن 63 سالگى، در مدینه بر اثر زهرى كه زنى یهودى به نام زینب در جریان نبرد خیبر به آن حضرت خورانیده بود. معروف است كه پیامبر اسلام(ص) در بیمارىِ وفاتش مى‏فرمود: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورده بود.محل دفن: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى) در همان خانه‏اى كه وفات یافته بود. هم اكنون مرقد مطهر آن حضرت، در مسجد النبى قرار دارد. همسران:1. خدیجه بنت خویلد.
2. سوده بنت زمعه.
3. عایشه بنت ابى بكر.
4. امّ شریك بنت دودان.
5. حفصه بنت عمر.
6. ام حبیبه بنت ابى سفیان.
7. امّ سلمه بنت عاتكه.
8. زینب بنت جحش.
9. زینب بنت خزیمه.
10. میمونه بنت حارث.
11. جویریه بنت حارث.
12. صفیّه بنت حىّ بن اخطب فرزندان: الف) پسران: 1. قاسم. او پیش از بعثت پیامبر اكرم(ص) تولد یافت. از این رو پیامبر(ص) را ابوالقاسم نامیدند.
2. عبدالله. این كودك چون پس از بعثت به دنیا آمده بود، وى را «طیّب» و «طاهر» مى‏گفتند.
3. ابراهیم. او در اواخر سال هشتم هجرى متولد شد و در رجب سال دهم هجرى وفات یافت. عبدالله و قاسم از خدیجه كبرى (س) و ابراهیم از ماریه قبطیه متولد شدند. وهرسه آنان در سنین كودكى از دنیا رفتند.ب) دختران:1. زینب (س). 2. رقیه (س). 3. ام كلثوم (س). 4. فاطمه زهرا (س).دختران پیامبر اسلام (ص) همگى از حضرت خدیجه(س) متولد شدند و تمام فرزندان رسول خدا(ص) جز فاطمه زهرا (س) پیش از رحلت آن حضرت، از دنیا رفته بودند. تنها فرزندى كه از آن حضرت در زمان رحلتش باقى مانده بود، فاطمه زهرا(س)، آخرین دختر وى بود. این بانوى مكرّمه، افتخار بانوان عالم، بلكه همه انسان‏ها و مورد تقدیس و تكریم فرشتگان عرشى است. همو است كه مادر سبطین و امّ الأئمة المعصومین(ع) است.گرچه پیامبر اسلام(ص) به تمام خاندان مؤمن خویش علاقه‏مند بود، اما در میان همسرانش بیش از همه، به خدیجه كبرى (س) و در میان فرزندانش بیش از همه، به فاطمه زهرا (س) علاقه‏مند بوده و اظهار محبت و لطف مى‏فرمود.                                                                             برگرفته شده از كتاب " خاندان عصمت علیهم السلام

درد دل

این روز ها آدم جرئت نمیکنه با کسی درد دل کنه

طرف تا ثابت نکنه ازت بدبخت تره ول کن نیست

..........

۲۰۰۰ـ۲۰۰۱ـ۲۰۰۲ـ........................۲۰۱۲ـ............................۲۰۱۳

یعنی تا کجا میخواد پیش بره....؟

شب یلدا

 

پیشاپیش شب یلدا رو خدمت همه تبریک عرض میکنم

یادش بخیر در سال های قبل شب یلدا که میشد همه اعضا فامیل خونه بزرگ فامیل جمع میشدیم و میگفتیم و میخندیدیم و هندونه های بزرگ داشتیم که میزدیم تو رگ....

امام حالا چی

به دلیل مشکلات مختلفی که وجود داره الان دیگه چنین چیزی وجود نداره....

همه از هم جدا شدند

ما که امسال هندونه نداریم

هر کی هندونه اضافی داره به ما هم بده...

ممنون میشیم

زمین برای جوانان

با سلام:

از مالکین عزیز روستایمان که همواره حامی جوانان بوده و در تمامی مشکلات جوانان را راهنمایی و کمک مینمایند خواهش میکنیم به خاطر اینکه این جوانان  صاحب خانه  و یا زمین جهت ساخت و ساز شوند  و مجبور نباشند در داخل حیاط پدرانشان مجبور به ساخت و ساز شوند زمین های پایین دست جاده آسفالت روستا را آزاد کنند که هم یک شهرک بسیار زیبا و جدید احداث شود و هم جوانان ما صاحب خانه و زمین شوند  و هم اینکه این کار به روستا هم چهره بسیار زیبایی دارد

با نشکر

خدمات برق کشی روستا

 

قابل توجه مردم شریف روستا

خدمات سیم کشی ساختمانی...نصب آیفون های صوتی و تصویری....نصب و سرویس کولر های آبی و تعمیرات لوازم خانگی و برقی  در روستا افتتاح شد و دیگر عزیزان  لازم نیست برای این قبیل خدمات به شهر مراجعه نمایند

آقای محمد کوچکی افتخار دارد با نازلترین قیمت برای شما دوستان  خدمت رسانی کند

تلفن:۰۹۱۵۹۷۵۳۹۵۲ـ۰۹۳۸۹۷۳۵۸۰۸

با تشکر

ارشد

سلام به همه

یه معذرت خواهی:

از زمانی که دانشگاه قبول شدم و میرم سر کلاسهای فوق لیسانس دیگه واقعا وقت کم میارم که بخوام آپ کنم کامنتا مو...

ایشاله که همه ببخشید

سعی میکنم به روز باشم

بای تا های

ای سید و مولای ما

ای امام زمان !ای مهدی موعود!

ای محبوب این ملت!ای سلاله پاک پیامبران و ای میراث بر همه انقلاب های توحیدی و جهانی! این ملت ما با یاد تو و با نام تو از آغاز خو گرفته است و لطف تو را در زندگی خود و در وجود خود آزموده است.

ای بنده شایسته صالح خدا!ما امروز محتاج دعایی هستیم که تو از آن دل پاک الهی و زبانی و از ان روح قدسی برای پیروزی این ملت و پیروزی این انقلاب بکنی و به دست قدرتی که خدا در آستین تو قرار داده است به این ملت و راه این امت کمک بفرمایی.

ای امام زمان!برای ما خیلی سخت است که در این جهان در این طبیعت بی پایان که متعلق به صالحان است متعلق به بندگان خدا است دشمنان خدا را ببینیم آثار وجود دشمنان خدا را لمس بکنیم اما تو را نبینیم و از نزدیک از فیض حضور تو بهره نگیریم!

آخرین جمله را به امام و مقتدای خودمان ولی عصر<<عج>> عرض کنیم:

ای سید و مولای ما!

پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستاده ایم.

بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راه پر افتخار پرفیض پر بهجت جان خود را تقدیم کنم.

مسافرت

با اجازه  دوستان یک هفته ای میرم مسافرت

ایشاله بعد از این که اومدم کامنتامو به روز میکنم

بای تا های

کمک به زلزله زدگان آذر بایجان

مردم شریف روستای رهنه مثل همه مردم ایران همدردی خود را با عزیزان آذر بایجان ابراز میدارند

از مردم  عزیز روستا خواهشمند است چنانچه میخواهند کمکی به این عزیزان زلزله زده داشته باشند کمک های  نقدی یا غیر نقدی خود را به روحانی روستا تحویل نمایند

با تشکر

بی عنوان

روزه  گرفتنم دیگه قدیمی شده....تو این گرما که باز از همه بدتر....ولی ما میگیریم....چون میتوانیم...باتوکل به خدا

خدایا

خدایا تو این گرانی کی ازتو توقع داشت مهمونی بگیری اونم یک ماه

زیارت قبول

چند روزه که واقعا بی خوابی زده به سرم

مشهد بودیم و رفتیم استقبال حاجی محمد عاطفی.حاجی محمد خدادادی وچند حاجی دیگه ار فامیل

واقعا خوش به حالشون کسایی که رفتند به سرزمین وحی

زیارت قبول ای حاجی...

خدایا لذت زیارت بیت اله رانصیب ما بگردان....آمین...  

تهمت

تهمت زدن هم چه ساده است

پاک کردن آن سخته

قابل توجه مردم عزیز روستا

لطفا راجع به چیزهایی که نمیدونید تهمت نزنید....معصیت دارد

ماه رمضان

تبریک که ماه رمضان آمد...

انتخابات

با سلام

کم کم داریم به روزهای انتخابات دیگری نزدیک میشویم

انتخابات شوراها

از همین الان یه عده شروع کردن و خانه به خانه راه میرن و دنبال رای جمع کردن هستند

باز هم همون اتفاقان دوره های قبل میخواد اتفاق بیفته

هرکی فامیل بیشترداشته باشه رای بیشتری داره

به جوونا که اصلا بها نمبدن

خدا بخیر کنه

نظر سنجی

قابل توجه اهالی محترم روستا:

یه نظر شما چهره ماندگار روستای رهنه چه شخص یا اشخاصی میتوانند باشند....؟؟؟

لطفا در قسمت نظرات جواب بدهید

زمان شکار کبک

-زمان اول برای شکار کبک اوایل بهار یعنی ماه اردیبهشت است /دراین هنگام کبک های ماده--ازنوعی گیاه به نام آویشن واز شکوفه ی درختی به نام خنجک تغذیه میکند که این دو غذا در محیط های نزدیک محل سکونت هم پیدا می شوند


2-زمان دوم برای شکار کبک یک ماه مانده به تابستان است دراین هنگام شکارچی یک کبک نر رابا خودمی برد وان را بر بالای درختچه ای اویزان میکند وکبک نر شروع به خواندن می کند وچون بقیه ی کبک های نر این صدا را نا اشنا می دانند با کبک جدید درگیر می شوند وسعی می کنند ان را محدودهی خود شان دور کنند وقتی به طرف کبک جدید می ایند شکار چی از فرصت استفاده می کند وان را شکارمیکند


3- زمان بعدی برای شکار اوخر تابستان واوایل پاییز است در این هنگام کبک ها به وا سطه ی نو ع غذایی که مصرف می کنند به خوردن اب زیاد نیاز پیدا میکنند لذا شکا رچی صبح زود در کنار چشمه ها حصار سنگر مانندی -کو لیت---درست می کند وخود را در ان مخفی می کند وصبح ها وقتی کبکها برای خوردن اب می ایند شکارچی ان ها را شکار می کند

ایران مهد تمدن

سلام

همونطور كه مي دونيد 70% جمعيت ايران رو قشر جوان تشكيل مي ده..

از ويژگي هاي اصلي دوره ي جواني مي شه به ‌ شادي و ‌هيجان و شور جواني اشاره كرد..

گاهي اوقات وقتي به خودم و دوستام نگاه مي كنم حس مي كنم كاملآ پير شديم..

عين رباط فقط وظيفه اي رو كه برامون تعيين شده انجام مي ديم..همه مثل قطاري هستيم كه توي يك ريل حركت مي کنیم

کنار کشور ما یه کشوریه به اسم افغانستان

من تا بحال هیشکی رو مثل این افغانی ها غیرتی ندیدم

اتحاد فوق العاده ای دارند

تحسین بر انگیزه

ما باید سعی کنیم این خوبی رو از اونا یاد بگیریم

من به چشم خودم میبینم این تعصبی رو  که اونا به کشور و پرچمشون دارند

با اين حال كه با تمام وجود ايران رو دوست دارم و بهش افتخار میکنم گاهي اوقات با خودم مي گم خدايا ، شکرت که توی ايران متولد شدم

چون ما تمدن و فرهنگ بالایی داریم

بای تا های

نمیدونم چی شد

نمیدونم چی شده که یاد روزای برفی افتادم...!!!!!!!!!

یادمه بچه که بودیم تو روزای برفی از  مجری اخبار  تلویزیون فقط و فقط انتظار گفتن این جمله رو داشتیم

" امروز کلیه مدارس ابتدایی ، راهنمایی ، دبیرستان به علت ریزش برف تعطیل می باشد " البته تو روستا  باید یه متری برف میومد تا تعطیل کنند اونم خبر ساعت ۱۰ به گوشمون میرسید که ما سر کلاس یودیم و بچه های شهر تو خونشون حال میکردند ........!!!!

یادمه با چشمای خواب الود قید کارتون های صبحگاهی رو میزدیم و صبونه نخورده  (همیشه صبحونه نمیخوردم الانم همینجوریم ) یک ساعت پای اخبار

می شستیم .. مجری دهن سرویس هم  همیشه خبرای بیخود رو اول می گفت و اخرین ثانیه اعلام می کرد که مدارس تعطیله یا نه !

اگه میگف تعطیله که تا یه ساعت عربی می رقصیدیم و... ، اگه می گفت تعطیل نیست تا ۱۰دقیقه اول تو شوک بودیم ، بعد به حرفش اعتنایی نمی کردیم و میزدیم کانالای دیگه .. حتی گاهی قید زنگ اول رو میزدیم(  خیلی کم )و فیلمای شبکه های دیگه رو هم نگاه می کردیم ، با خودمون می گفتیم شاید خدا دلش به رحم بیاد و دعامون مستجاب شه .

تلخیه حاضر شدن سر کلاس ریاضی تو روز برفی هنوز زیر زبونمه ..  لبخندهای پیروزمندانه ی ناظم عقده ای مدرسمون .. اسکی تو حیاط مدرسه .. طعم برف پرونی به بچه های مدرسه........... یادش بخیر

اونروزا برف طعم دیگه ای داشت

اما حالا چی

اگه از آسمون سنگ هم بباره باید بری سر کار........

تازه گی ها جمعه ها هم سر کاریمممممممممم

آخه برفی نیست که بخوای  بازی کنی

زمستونای سالای پیش خیلی غیرتی تر بودند تا این سالا (خصوصا سال ۸۷ که همه درختای اینجا رو سرما زد و خشکشون کرد)

نمیدونم چی شد یاد اون روزا افتادم

ببخشید

همین

همه چی از دست رفت

 

قابل توجه همه دوستان عزیزی که به اینجا سری میزنند و همه جوره جویای اتفاقات روستا هستند

به عرض شما دوستان برسونم که تعداد بازدید کنندگاه این وبلاگ آخرین بار ۲۷۰۰ نفر بود که نمیدونم یه هویی چی شد که پاک شد

این کامنتو گذاشتم که بدونید و در جریان باشید

سفر رییس جمهور به تایباد

باسلام و تشکر از مردم بسیار شریف و با ایمان شهرستان تایباد به خاطر استقبال بسیار گرم از ریاست محترم جمهور آقای دکتر احمدی نزاد

ریاست محترم جمهور و هیت همراه در روز پنج شنبه ساعت ۳ بعد از ظهر وارد شهر تایباد شدندو مورد استقبال گرم مردم تایباد قرار گرفتند

پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید جناب آقای مولوی توکلی امام جمعه اهل سنت ضمن خوشامد گویی به ریاست محترم جمهور وهیت همراه گوشه های از موانع و مشکلات  این شهرستان را بیان و همچنین راهکارهایی برای حل این مشکلات پیشنهاد نمودند

پس از آن جناب آقای فرماندار محترم حاجی عارفی هم ظرف چند دقیقه خوشامد گویی و تشکر از مردم شهر به خاطر حضور چشمگیر خواستار توجه بیشتر به این شهرستان و خواستار این بودند که این سفر پربارتر و بهتر از سفرهای قبلی برای این شهرستان باشد

بعد از سخنان فرماندار محترم حضرت حجت السلام و المسلمین حاج آقای محدثی امام جمعه این شهرستان هم پس از خوشامد گویی مشکلات این مردم را بیان نموده و خواستار حل آن شدند

و در آخر آقای دکتر احمدی نزاد نیز ایراد سخن نموده و ضمن تشکر از حضور گرم مردم مشکلات این شهرستان را بیان نموده و قول هایی در باب رفع آن داده اند که ان شااله در مدت حضور همین دولت عملی خواهد شد

همچنین در رابطه با منطقه ویزه اقتصادی و منطقه ویزه معدنی هم صحبت نموده و قول داده اند که قبل از ماه مبارک رمضان توسط معاون اول ایشان افتتاح خواهد شد

2rghjmiiiee9xqx7d.jpg

ha1gjk50k5vv74ns2yn3.jpg 

تسلیت

شهادت مظلومانه حضرت فاطمه(س) بر عموم مسلمانان تسلیت باد

زندگی نامه حضرت فاطمه(س)

باسمه تعالی

فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوی جهان در تمام قرون و اعصار می‌باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند، اما دارای مضمونی واحد می‌باشند. در یکی از این گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شیعه و سنی است)، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرمایند: "فاطمه سرور زنان جهانیان است". اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال‌زدنی می‌باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است، اما او برگزیده‌ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی‌باشد و در تمامی اعصار جریان دارد. لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می‌نمایند. اما نکته‌ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می‌شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او، از ارزش فوق العاده برخوردار می‌باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می‌تواند به عالیترین رتبه‌های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی‌یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می‌توان به آیه‌ی تطهیر، آیه مباهله، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر، آیه اعطای حق ذی القربی و... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات با تکیه بر توفیق الهی، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.

 

نام، القاب، کنیه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه، نیز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می‌باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی، آنست که: پیروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: "چون دخت پیامبر در محرابش می‌ایستاد (مشغول عبادت می‌شد)، نورش برای اهل آسمان می‌درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد."

صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه، مبارکه به معنای با خیر و برکت، بتول به معنای بریده و دور از ناپاکی، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی.(1)

کنیه‌های فاطمه (علیها السلام) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...

ام ابیها به معنای مادر پدر می‌باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دخترش را با این وصف می‌ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می‌گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که می‌دانیم، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است که او رسول گرامی اسلام، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می‌باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است. او نخستین بانویی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام، تمامی ثروت و دارایی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود؛ تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد و او را بزرگ زنان قریش می‌نامیدند.

 

ولادت

 فاطمه (علیها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادی الثانی در مکه به دنیا آمد. چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: "شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان می‌باشند." اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به فاطمه (علیها السلام) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگانی صدیقه طاهره (علیها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهای نمونه و انسانی است. ما در این مجال جهت رعایت اختصار تنها به سه مورد اشاره می‌نماییم. اما دوباره تأکید می‌کنیم که این موارد، تنها بخش کوچکی از مکارم اخلاقی آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) منقول است که: مردی از اعراب مهاجر که فردی فقیر مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چیزی ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله علیها) که در کنار مسجد و در نزدیکی خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمایی نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابی و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (علیها السلام) آمد و بر اهل بیت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (علیها السلام) با وجود اینکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهایت گرسنگی به سر می‌بردند، چون از حال فقیر آگاه شد، گردن‌بندی را که فرزند حمزه، دختر عموی حضرت به ایشان هدیه داده بود و در نزد آن بزرگوار یادگاری ارزشمند محسوب می‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابی فرمود: این را بگیر و بفروش؛ امید است که خداوند بهتر از آن را نصیب تو نماید. اعرابی گردن‌بند را گرفت و به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از شنیدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ریخت و به حال اعرابی دعا فرمود. عمار یاسر (از اصحاب پیامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطای غذا، لباس، مرکب و هزینه سفر به اعرابی، آن گردن‌بند را از او خریداری نمود. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) از اعرابی پرسید: آیا راضی شدی؟ او در مقابل، اظهار شرمندگی و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه ای یمانی پیچیده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پیامبر هدیه داد. غلام به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و جریان را باز گفت. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. غلام به خانه‌ی صدیقه اطهر آمد. زهرا (علیها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گویند غلام در این هنگام تبسم نمود. هنگامی که علت را جویا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتی بود، گرسنه‌ای را سیر کرد و برهنه‌ای را پوشانید، پیاده‌ای را صاحب مرکب و فقیری را بی‌نیاز کرد و غلامی را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خویش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبی در ضمن بیانی، عبادت فاطمه (علیها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خویشتن، در عالیترین ساعات راز و نیاز با پروردگار را این گونه توصیف می‌نمایند: "مادرم فاطمه را دیدم که در شب جمعه‌ای در محراب عبادت خویش ایستاده بود و تا صبحگاهان، پیوسته به رکوع و سجود می‌پرداخت. و شنیدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا می‌کرد، آنان را نام می‌برد و بسیار برایشان دعا می‌نمود اما برای خویشتن هیچ دعایی نکرد. پس به او گفتم: ای مادر، چرا برای خویش همانگونه که برای غیر، دعا می‌نمودی، دعا نکردی؟ فاطمه (علیها السلام) گفت: پسرم ! اول همسایه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صدیقه کبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است که عده‌ای از نامداران صحابه از او خواستگاری کردند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌ای دیگر از میان نامداران مهاجرین، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت، مهر سنگینی را تقبل نماییم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می‌نمود تا سرانجام جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "ای محمد! خدا بر تو سلام می‌رساند و می‌فرماید فاطمه را به عقد علی درآور، خداوند علی را برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است." امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: اگر علی نبود، فاطمه همتایی نداشت. بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندک (بر خلاف رسوم جاهلی که مهر بزرگان بسیار بود) به خانه امام علی (علیه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره این ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهای حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می‌باشند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و 9 امام دیگر (به غیر از امام علی (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می‌باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (به غیر از امیر مؤمنان (علیه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (علیها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گویند.

زینب (سلام الله علیها) که بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می‌آید، بانویی عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسین (علیه السلام)، آن چنان قیام حسینی را نیکو تبیین نمود، که پایه‌های حکومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی که حرکتهای گسترده‌ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جای جای تاریخ درباره عبادت زینب کبری (علیها السلام) بدست می‌آید، آنست که حتی در سخت‌ترین شرایط و طاقت‌فرساترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترک ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام کلثوم نیز که در دامان چنین مادری پرورش یافته بود، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود که او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.

 

فاطمه (علیها السلام) در خانه

 فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت، همسری نیکو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی که روایت شده هنگامی که علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می‌نگریست، غم و اندوهش زدوده می‌شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را که می‌پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارک آنها نیست، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نماییم، نیکوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم؛ چه آن هنگام که در ذیل خطبه‌ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می‌نماید و او را از افتخارات خویش بر می‌شمرد و یا آن هنگام که می‌فرماید: "بخدا سوگند که او را به خشم در نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید ننمودم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمی ایشان

 فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) می‌باشد.

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است (قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می‌باشد که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه (علیها السلام) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید)، به روشنی بر احاطه فاطمه (علیها السلام) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

 

مقام عصمت

 در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آیه تطهیر ما را بی‌نیاز می‌کند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث، تنها اشاره می‌نماییم که عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ کیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است که در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد. 

 

بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)

 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری می‌فرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم می‌شد و دست او را می‌بوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی می‌نمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد می‌شد، خانه او بود.

عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده‌ای، این کلام را نقل نموده‌اند که حضرت رسول می‌فرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان می‌دارد که هر چه پیامبر می‌فرماید، سخن وحی است. پس می‌توان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره می‌فرمود. گاه در جواب خرده‌گیران، لب به سخن می‌گشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا می‌فرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام می‌کنم."

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده می‌نماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر می‌کند. و یا می‌فرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می‌دارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده می‌نماید. پس به نیکی مشخص می‌شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق‌تر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمی‌توان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نکته‌ای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست می‌آید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست می‌آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می‌شود و در این امر حتی ذره‌ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه‌های احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.

 

فاطمه (علیها السلام) پس از پیامبر

 با وفات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه (علیها السلام) غرق در سوگ و ماتم شد. از یک طرف نه تنها پدر او بلکه آخرین فرستاده خداوند و ممتازترین مخلوق او، از میان بندگان به سوی خداوند، بار سفر بسته بود. هم او که در وجود خویش برترین مکارم اخلاقی را جمع نموده و با وصف صاحب خلق عظیم، توسط خداوند ستوده شده بود. هم او که با وفاتش باب وحی تشریعی بسته شد؛ از طرفی دیگر حق وصی او غصب گشته بود. و بدین ترتیب دین از مجرای صحیح خود، در حال انحراف بود. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه غم و اندوه خویش را در این زمینه کتمان نمی‌نمود. گاه بر مزار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) حاضر می‌شد و به سوگواری می‌پرداخت و گاه تربت شهیدان احد و مزار حمزه عموی پیامبر را برمی‌گزید و درد دل خویش را در آنجا بازگو می‌نمود. حتی آن هنگام که زنان مدینه علت غم و اندوه او را جویا شدند، در جواب آنان صراحتاً اعلام نمود که محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست.

هنوز چیزی از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نگذشته بود که سفارش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و ابلاغ فرمان الهی توسط ایشان در روز غدیر، مبنی بر نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان حاکم و ولی مسلمین پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، توسط عده ای نادیده گرفته شد و آنان در محلی به نام سقیفه جمع گشتند و از میان خود فردی را به عنوان حاکم برگزیدند و شروع به جمع‌آوری بیعت از سایرین برای او نمودند. به همین منظور بود که عده‌ای از مسلمانان به نشانه اعتراض به غصب حکومت و نادیده گرفتن فرمان الهی در نصب امام علی (علیه السلام) به عنوان ولی و حاکم اسلامی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در خانه فاطمه (علیها السلام) جمع گشتند. هنگامی که ابوبکر - منتخب سقیفه - که تنها توسط حاضرین در سقیفه انتخاب شده بود، از اجتماع آنان و عدم بیعت با وی مطلع شد؛ عمر را روانه خانه فاطمه (علیها السلام) نمود تا امام علی (علیه السلام) و سایرین را به زور برای بیعت در مسجد حاضر نماید. عمر نیز با عده‌ای به همراه پاره آتش، روانه خانه فاطمه (علیها السلام) شد. هنگامی که بر در خانه حاضر شد، فاطمه (علیها السلام) به پشت در آمد و علت حضور آنان را جویا شد. عمر علت را حاضر نمودن امام علی (علیه السلام) و دیگران در مسجد برای بیعت با ابوبکر عنوان نمود. فاطمه (علیها السلام) آنان را از این امر منع نمود و آنان را مورد توبیخ قرار داد. در نتیجه عده‌ای از همراهیان او متفرق گشتند. اما در این هنگام او که از عدم خروج معترضین آگاهی یافت، تهدید نمود در صورتی که امام علی (علیه السلام) و سایرین برای بیعت از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش خواهد کشید. و این در حالی بود که می‌دانست حضرت فاطمه (علیها السلام) در خانه حضور دارد. در این موقع عده‌ای از معترضین از خانه خارج شدند که مورد برخورد شدید عمر قرار گرفتند و شمشیر برخی از آنان نیز توسط او شکسته شد. اما همچنان امیر مومنان، فاطمه و کودکان آنان در خانه حضور داشتند. بدین ترتیب عمر دستور داد تا هیزم حاضر کنند و به وسیله هیزمهاي گردآوری شده و پاره آتشی که با خود همراه داشت، درب خانه را به آتش کشیدند و به زور وارد خانه شدند و به همراه عده‌ای از همراهانش خانه را مورد تفتیش قرار داده و امام علی را به زور و با اکراه به سمت مسجد کشان کشان بردند. در حین این عمل، فاطمه (علیها السلام) بسیار صدمه دید و لطمات فراوانی را تحمل نمود اما باز از پا ننشست و بنا بر احساس وظیفه و تکلیف الهی خویش در دفاع از ولی زمان و امام خود به مسجد آمد. عمر و ابوبکر و همراهان آنان را در مسجد رسول خدا مورد خطاب قرار داد و آنان را از غضب الهی و نزول عذاب بر حذر داشت. اما آنان اعمال خویش را ادامه دادند.

 

فاطمه (علیها السلام) و فدک

از دیگر ستمهایی که پس از ارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدک بود. فدک قریه‌ای است که تا مدینه حدود 165 کیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه‌ای حاصلخیز می‌باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بخشیدند؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می‌گردد و بر طبق صریح قرآن، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه «و ات ذا القربی حقه»، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدک عاملانی داشتند که در آبادانی آن می‌کوشیدند و پس از برداشت محصول، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می‌فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می‌پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می‌نمود؛ و این در حالی بود که وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده‌ترین وضع به سر می‌برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می‌نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می‌نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می‌داشتند و در این عمل خویش، تنها خدا را منظور نظر قرار می‌دادند. (چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، ابابکر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با این مضمون که ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی‌گذاریم، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باقی مانده، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود که گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات خویش فدک را به او بخشیده است و در نتیجه فدک چیزی نبوده که به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه‌ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد نمود که همانگونه که قبلاً نیز ذکر شد، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه که در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است، بطلان ادعای ابابکر را ثابت نمود. فاطمه به ابوبکر خطاب نمود که چگونه خلاف کتاب خدا سخن می‌گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود که در آنها سلیمان، وارث داود ذکر گردیده و یا زکریا از خداوند تقاضای فرزندی را می‌نماید که وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیکی اثبات می‌گردد بر فرض که فدک در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد، پس از پیامبر به او به ارث می‌رسد و در این صورت باز هم مالک آن فاطمه است و ادعای اینکه پیامبران از خویش ارث باقی نمی‌گذارند، ادعایی است خلاف حقیقت، و نسبت دادن این کلام به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امری است دروغ؛ چرا که محال است آن حضرت بر خلاف کلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن کریم این امر را تایید نموده و بر آن تاکید کرده است. اما با تمام این وجود، همچنان غصب فدک ادامه یافت و به مالک حقیقی‌اش بازگردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید که دیگر برای کسی جای شک باقی نمی‌ماند و بسیاری از منکرین در درون خود به وضوح آن را پذیرفته بودند. دلیل این معنا، آنست که عمر خلیفه دوم هنگامی که فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدک را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدک غصب گردید.

 

بیماری فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او

 سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی که به او بر اثر هجوم به خانه‌اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر برمی‌خاست و کارهای خانه را انجام می‌داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال کوچکش، خود را کنار تربت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌رساند و یا کنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و دیگر شهدای احد حاضر می‌گشت و غم و اندوه خود را بازگو می‌نمود.

در همین ایام بود که روزی زنان مهاجر و انصار که از بیماری او آگاهی یافته بودند، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی که خلافت را به ناحق از آن خویش نموده بودند، اعلام نمود و از آنان و عده‌ای که در مقابل آن سکوت نموده بودند، به علت عدم انجام وظیفه الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد کرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد. همچنین برکاتی را که در اثر عمل به تکلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود که ابابکر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی‌داد، اما سرانجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند. فاطمه (علیها السلام) در این هنگام، این کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را که فرموده بود: "هر کس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر که او را راضی نماید مرا راضی نموده"، به آنان یادآوری نمود. ابابکر و عمر نیز صدق این کلام و انتساب آن به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تأیید نمودند. سرانجام فاطمه (علیها السلام)، خدا و ملائکه را شاهد گرفت فرمود: "شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید؛ در نزد پیامبر، شکایت شما دو نفر را خواهم نمود."

 

وصیت

 در ایام بیماری، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود که پس از وفاتش، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه کفن نماید و شبانه دفن کند و احدی از کسانی که در حق او ستم روا داشته‌اند، در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه او حاضر نباشند.

 

شهادت

 سرانجام روز سوم جمادی الثانی سال یازدهم هجری فرا رسید. فاطمه (علیها السلام) آب طلب نموده و بوسیله آن بدن مطهر خویش را شستشو داد و غسل نمود. سپس جامه‌ای نو پوشید و در بستر خوابید و پارچه‌ای سفید به روی خود کشید؛ چیزی نگذشت که دخت پیامبر، بر اثر حوادث ناشی از هجوم به خانه ایشان، دنیا را ترک نموده و به شهادت رسید؛ در حالیکه از عمر مبارکش بنا بر مشهور، 18 سال بیشتر نمی‌گذشت و بنا بر مشهور تنها 95 روز پس از رسول خدا در این دنیا زندگی نمود.

فاطمه (علیها السلام) در حالی از این دنیا سفر نمود که بنا بر گفته معتبرترین کتب در نزد اهل تسنن و همچنین برترین کتب شیعیان، از ابابکر و عمر خشمگین بود و در اواخر عمر هرگز با آنان سخن نگفت؛ و طبیعی است که دیگر حتی تأسف ابی‌بکر در هنگام مرگ از تعرض به خانه فاطمه (علیها السلام) سودی نخواهد بخشید.

 

تغسیل و تدفین

 مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه (علیها السلام)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (علیها السلام) بودند؛ اما اعلام شد که تدفین فاطمه (علیها السلام) به تأخیر افتاده است. لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (علیه السلام) بنا بر وصیت فاطمه (علیها السلام) و بدور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود. هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) (در حالی که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند.) امر فرمود: تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را که البته مورد رضایت فاطمه (علیها السلام) بودند، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند. (و اینان از 7 نفر تجاوز نمی‌کرده‌اند). پس از حضور آنان، امیر مؤمنان بر فاطمه (علیها السلام) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (علیها السلام) پرداخت. هنگامی که تدفین فاطمه (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمود و گفت:

"سلام بر تو ای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت... ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم... به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته..."

امروزه پس از گذشت سالیان متمادی همچنان مزار سرور بانوان جهان مخفی است و کسی از محل آن آگاه نیست. مسلمانان و بخصوص شیعیان در انتظار ظهور امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بزرگترین منجی الهی و یازدهمین فرزند از نسل فاطمه (علیها السلام) در میان ائمه می‌باشند تا او مزار مخفی شده مادر خویش را بر جهانیان آشکار سازد و به ظلم و بی عدالتی در سراسر گیتی، پایان دهد.

 

سخنان فاطمه

 از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پاره‌ای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی می‌توان گوشه‌ای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پاره‌ای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) می‌باشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره می‌نماییم:

1-      قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته"

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او می‌فرستد."

2-   قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء."

فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه می‌فرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزه‌ای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر می‌کند و آنچه که نهی می‌کند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."

جلسات کرسی تلاوت قرآن

با  سلام

     ضمن تقدیر و تشکر از همه همشهریان  رهنه ای   مقیم تایباد که نهایت همکاری را در جهت را اندازی مراسماتی از قبیل دعای توسل. زیارت عاشورا و همچنین محافل انس با قران  کریم و تفسیر آن را  نموده اند  در ذیل تصاویری از این مراسمات را آپلود نموده ام  چون تصاویر زیاد بود غدر خواهم که همه رو نمیتونم تو این کامنت بذارم  ایشااله که همه راضی باشند

 

fozbnok3jwnmz6s1yydm.jpg

myk1te4x01ngwrax1g8m.jpg

u74nfyxh9efij19yh6k.jpg

5hpk9x9tmqmypnmw5as.jpg

 

تبریک

تبریک به همه مردم شریف تایباد و تربت جام و باخرز

به خاطر راهیابی مجدد جنای آقای اسدالهی  به مجلس شورای اسلامی

به امید روزها و پیروزی های مجدد

اسامی نامزدهای انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه تربت جام و تایباد مشخص شد.

 گزارش سایت انتخابات مجلس نهم به نقل از کمیته تبلیغات و اطلاع‌رسانی ستاد انتخابات کشور، اسامی نامزدهای تایید صلاحیت شده نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی دراین حوزه به شرح زیراعلام شد

۱- غلامرضا اسداللهی
2- غلامرضا اسمعیلی
3-عبدالحسین بذری
4- هاشم بهرامی نیا
5- تقی تقویان
6- جواد حسن زاده
7- عباس حسن نژاد سلامی
8- غلامحسین حقایق
9- عبدالحسین دهقان
10- هاشم دهنوی
11- جلیل رحیمی جهان آبادی
12- رضا رضائیان
13- احمد عظیمی
14- حسین قربانی
15- حمیدرضا کربلائی
16- علی محمدآبادی
17- حیدرعلی یوسف زاده

حمایت اهالی روستای رهنه از آقای غلامرضا اسدالهی

به نظر بنده دکتر غلامرضا اسدالهی در بین دیگر کاندیدای نامزد انتخابی مجلس نهم شهرستان تایباد و تربت جام از دیگر نامزدها اصلح تر و دارای صداقت گفتار لازم می باشد .

بوده اند نمایندگان مجلسی که با دادن وعده های دروغین قبل از انتخابات به مردم وارد مجلس شدند و پس از آن حتی ضمن اینکه خلاف وعده هایشان عمل کردند و حتی به اندازه ذره ای در راستای گفته های قبل از انتخابات قدمی برنداشتند بلکه حتی در اکثر مواقع در خانه ملت حضور نداشته و یا اگر هم حضور داشته اند بسیار ضعیف بوده است . به طوری که یکی از نمایندگان انتخابی به علت عدم شرکت مکرر در جلسه علنی و غیر علنی مجلس در دور بعد انتخابات توسط شورای نگهبان به این دلیل رد صلاحیت گردید .

پس ما باید نماینده ای را انتخاب نماییم که ضمن دادن وعده ها در چهارچوب قانون که احتمال عملی شدن آن وجود دارد به نماینده ای رآی بدیم که بعد از وارد شدن به خانه ملت حضور چشمگیر و فعال و در همه زمینه ها دارای اظهار نظر باشد . نه آن نماینده ای که حتی شماره ردیف محل جلوس خود را نمی داند .

با این همه تفاسیر شخص دکتر غلامرضا اسدالهی بهترین گزینه جهت وارد شدن به خانه ملت می باشد .

روزهای حساس

کم کم داریم به روزهای حساس انتخاباتی نزدیک میشیم

تبلیغات به اوج خودش رسیده

کاندیدای  مختلف دارن آخرین تیرهاشون رو از کمان رها میکنند

همه دارند حسابی دست و پا میزنند

خدا کنه کسی نماینده بشه که در شان مردم عزیزمون باشه

و آن هم جز نماینده کنونی محبوب و مردمی این شهرستان

جناب آقای غلامرضا اسدالهی نخواهد بود

مطمئن باشید 

 

محبت

بعضی از دوستان محبت زیادی دارن...

خیلی زیاد به بنده و این وبلاگ لطف میکنن

راضی به این همه زحمت نیستیم

خودشون میدونن چی میگم

به همین خاطر این کامنتو  سیکریت آپ کردم

این روز ها.....

این روزها.....

همه در تب و تابند

انتخابات مجلس

هرکسی رو که میبینی یه حرفی میزنه

یکی میگه همه چی دروغه نماینده از قبل تعیین شده مردم دارن تلاش بیهوده میکنن

یکی میگه قراره تقلب بشه

یکی هم جدا ازین حرفا خودشو داره میکشه به هوارداری از یک کاندیدا

من که واقعا موندم

یکی دنبال اینه که بیشتر بتونه به کاندیدای مورد علاقه اش رای جمع کنه

خدا بخیر کنه

جو انتخابات هم جو بسیار تنش زایی است

من از کسایی که این کامنتو میخونم  میخوام که واقعا فکر کنن ببینن کی درد این مردمو میدونه

و به فرد اصلح رای بدن

جدا از تعصبات فرقه ای و یا مذهبی و یا دیگر تفکرات خاص

چون  سابقه نشون داده هروقت این گونه تفکرات بین مردم بوده کسایی که ضرر میکنن مردم همین تایباد وتربت جام هستند

انشااله که کسی بتونه نماینده مردم شریفمان بشه که بتونه از حقمون دفاع کنه

مردم عزیزمان میدونن که به چه کسی رای بدن

نیازی به تبلیغات نیست 

 

 

قرمزته

تبریک به طرفداران پرسپولیس به خاطر برد شیرین دربی...

حکایت های ملا نصر الدین

علت جنگ


شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!


راه گم کرده


ملا خود را از دست طلبکاران به مردن می زند، او را شستشو داده کفن می کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن کنند اما تشییع کنندگان راه قبرستان را گم می کنند و هر چه می گردند موفق نمی شوند به یافتن راه، ملا که طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!


کندن بال مگس


ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر  ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!


عقل سالم 


 زن ملا به عقل خود خیلی می نازید و همیشه پیش شوهرش از خود تعریف می کرد. روزی گفت: مردم راست گفته اند که دارای عقل سالم و درستی هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمی بری به همین دلیل سالم مانده است!

 

خر طلبکار

 

دوستان ملا که خرش را به اندازه خودش می شناختند متوجه شدند که روز به روز

ضعیف تر می شود یک روز به ملا گفتند : ملا مگر به خرت غذا نمی دهی که این

 قدر لاغر و ضعیف شد ؟

 ملا گفت : چرا ، شبی دو من جو از من جیره می گیرد

دوستانش گفتند : پس چرا این قدر لاغر شده ؟

ملانصرالدین گفت : هی بسوزه پدر نداری بیچاره خرم جیره یک ماهش را از من

طلب کاراست                  .

 

بی پولی ملا

 

روزی ملا نصرالدین خیلی بی پول شده بود . افسار خرش را گرفت و رفت تا آن

را بفروشد زن ملا با ناراحتی گفت : چه کار می کنی ملا ، اگر خرت بفروشی

با چی می خواهی زن و بچه ات را سیر کنی ؟

ملانصرالدین گفت : اصلاً نگران نباش من فکر همه جا را کرده ام قیمتی برای آن

تعیین می کنم که هیچ کس نتواند آن را بخرد              .

 

اذان گفتن ملا

 

روزی ملا نصرالدین در حالی که می دوید اذان می گفت : مردم گفتند :چرا یک

جا نمی ایستی تا اذان بگویی ؟ گفت : می خواهم بدانم وقتی اذان می گویم صدایم

تا کجا می رود .


 

قدیمی ترین نقاشی از واقعه عاشورا

dc4sd23mnjsc4iw63wl0.jpg

عقاب

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است 
عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند. 
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد. 
زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد: 
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند. 
نوک بلندو تیزش خمیده و کند می شود 
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به 
سینه اش می چسببند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد. 
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد. 
یاباید بمیرد و یا آن که فراینددردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد. 
برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند. 
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود. 
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال 4 پیش را از جای برکند. 
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند. 
سرانجام ٬ پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده ... 
و 30 سال دیگر زندگی می کند 

لیست کدهای پیشواز همراه اول


10065   لوسین   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10066   هرکول پوارو   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10067   پاپیون   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10096   موزارت   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10105   ناوارو   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10106   عمو عباس   بنی فاطمه 30  روز    5000 ریال   
10109   بوی سیب   بنی فاطمه 30  روز    5000 ریال   
10111   قشنگترین بابای دنیا   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10125   یلدا   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10141   مادر به زبان انگلیسی   سامی یوسف 30  روز    5000 ریال   
10142   مادر   سامی یوسف 30  روز    5000 ریال   
10144   الله   سامی یوسف 30  روز    5000 ریال   
10145   چرا عمو عباس دیر کرد   ملاباسم 30  روز    5000 ریال   
10146   صلوات   سامی یوسف 30  روز    5000 ریال   
10147   محمد   سامی یوسف 30  روز    5000 ریال   
10148   مداحی   جواد مقدم 30  روز    5000 ریال   
10149   پیانو1   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10150   پیانو2   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10151   پیانو3   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10152   پیانو4   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10153   پیانو5   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10154   پیانو6   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10155   پیانو8   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10156   پیانو9   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10157   پیانو10   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10158   پیانو11   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10159   میتی کومون   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10160   آنشرلی   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10161   نل   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10162   پت و مت   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10163   پلنگ صورتی   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10164   از سرزمینهای شمالی   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
10166   سوره فتح   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10167   سوره مریم   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10168   سوره حشر   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10169   سوره شورا   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10170   سوره الرحمن   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10171   سوره الرحمن1   عبدالباسط 30  روز    5000 ریال   
10172   آبروی عالم   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10173   ابوالفضل شیرین ترین یار حسین   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10174   آقام علی مظلومه   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10175   عمو حسین جانم   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10176   با هر نفس پر میزنم   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10177   به دلم برات شده   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10178   به خدا با دست بسته ام   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10180   غضب نگاهش حیدریه   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10181   حسین فرزند پیغمبر   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10182   ماهم برون فتاده   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10183   مرا بابا حسینی تربیت کرده   حدادیان 30  روز    5000 ریال   
10184   میروم به آخرین سفر   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10185   ندیدمت این غصه کم نیست آقا   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10186   پرستوی سفیدم   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10187   تازه مهمان رقیه   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10189   دل سوختگان   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10190   شب تاره   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10191   به خدا دنیا رو نمی خوام   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10192   علی اکبر لیلا   حدادیان 30  روز    5000 ریال   
10196   ساقی قلبش در تب و تاب   سیب سرخی 30  روز    5000 ریال   
10197   چشمام به چشم تو   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10198   دو بچه شیر   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10199   من نمردم که تو تنهایی   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10200   زینب سنه قربان   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10201   سوزسوز گارداشیم   کریمی 30  روز    5000 ریال   
10202   حیدر بابا   هلالی 30  روز    5000 ریال   
10203   کشته لب تشنه   فخری 30  روز    5000 ریال   
10204   دلا خون حسین عرش زمین است   فخری 30  روز    5000 ریال   
10205   بیا تا سیب سرخ رو بو کنیم   بنی فاطمه 30  روز    5000 ریال   
10206   لک لبیک   بنی فاطمه 30  روز    5000 ریال   
10207   یاد چوب خیزران   علیمی 30  روز    5000 ریال   
10208   آرام جان لیلا   علیمی 30  روز    5000 ریال   
10209   آقام آقام   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10210   بگو بابا   بنی فاطمه 30  روز    5000 ریال   
10211   حی علی العزا   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10212   آقای من دنیای من   هلالی 30  روز    5000 ریال   
10213   اربعین   فخری 30  روز    5000 ریال   
10214   چراغ شب تیره   فخری 30  روز    5000 ریال   
10215   یا رقیه   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10216   وای از درد خرابه   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10217   مسلم دیگه کسی رو نداره   طاهری 30  روز    5000 ریال   
10218   لبیک یا حسین   میرداماد 30  روز    5000 ریال   
10225   بهمن 22   گروه سرود 30  روز    5000 ریال   
10228   الله الله توپناهی بر ضعیفان 1   گروه سرود 30  روز    5000 ریال   
10248   گیتار 1   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20069   گیتار 2   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20070   گیتار 3   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20071   گیتار 4   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20072   گیتار   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20073   گیتار 6   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20074   پیانو12   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20075   پیانو13   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20076   پیانو14   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20077   پیانو15   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
20078   پیانو16   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
30058   ساکسیفون   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
30059   پیانو   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
30060   پیانو18   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
30061   پیانو19   اقتباسی 30  روز    5000 ریال   
30070   آهنگ   بیکلام 30  روز    5000 ریال   
30071   سلام بابا دیگه بی جوابه   اکبری 30  روز    5000 ریال   
30072   فاطمه خدا کنه از رو زمین پاشی   اکبری 30  روز    5000 ریال   
30073   مادرم فاطمه   اکبری 30  روز    5000 ریال   
30074   جای گل یاس گلدونه   کریمی 30  روز    5000 ریال   
30075   مرو قرار حیدر   کریمی 30  روز    5000 ریال   
30076   مادر جوونم   کریمی 30  روز    5000 ریال   
30077   عشق یعنی 1   کریمی 30  روز    5000 ریال   
30078   عشق یعنی 2   کریمی 30  روز    5000 ریال   
30079   پرستوی مهاجرم   خلج 30  روز    5000 ریال   
30080   فاطمه یعنی تمام هستیم   میرداماد 30  روز    5000 ریال   
30081   گل ارغوانم   علیمی 30  روز    5000 ریال   
30082   غروب مدینه چه دلگیره   علیمی 30  روز    5000 ریال   
30083   تو نفس میزدی من ز نفس افتادم   علیمی 30  روز    5000 ریال   
30084   روضه تو مسجد و دیر منه   علیمی 30  روز    5000 ریال   
30085   گل سرخ و ارغوانی   سلحشور 30  روز    5000 ریال   
30086   تو به طوفان بلا نوحم بودی   علیمی 30  روز    5000 ریال   
30087   hello test   hi 30  روز    5000 ریال   
30088   موسیقی پاپ   موسیقی پاپ 30  روز    5000 ریال   
30089   محرم   محرم 30  روز    5000 ریال   
30096   هیاهوی ملک   محمد زمانی 30  روز    5000 ریال   
30097   قی پاپ   قی پاپ 30  روز    5000 ریال   
30098   محرممو   محرممو 30  روز    5000 ریال   
30099   سیتسی   تسیسای 30  روز    5000 ریال   
30100   taraneh   taraneh 30  روز    5000 ریال   
30101   taraneh1   taraneh 30  روز    5000 ریال   
30107   صلوات   ملاباسم 30  روز    5000 ریال   
30111   فلوت   بیکلام 30  روز    5000 ریال   
30117   gitari   bikalam 30  روز    5000 ریال   
30119   گیتار 7   بیکلام 30  روز    5000 ریال   
30120   گیتار 9   بیکلام 30  روز    5000 ریال   
30128   تست   تست 30  روز    5000 ریال   
30130   تست4   تست 30  روز    5000 ریال   
30131   تست5   تست 30  روز    5000 ریال   
30133   مادر   مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30134   تس65   تست 30  روز    5000 ریال   
30136   نگاهم کن    مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30137   با تو باشم    مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30138   خداحافظ 1   مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30139   خداخافظ 2   مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30140   پریزاد   مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30141   أسمون    حامدطاها 30  روز    5000 ریال   
30142   نيايش    حامد طاها 30  روز    5000 ریال   
30143   مرحله    حامد طاها 30  روز    5000 ریال   
30145   نفس    حامد طاها 30  روز    5000 ریال   
30146   گل لاله    مهدی نیکخواه  30  روز    5000 ریال   
30147   یه امشب فکرکن   حمیدطاها 30  روز    0 ریال   
30148   اگه برگردی ببینی    حمید طاها 30  روز    5000 ریال   
30149   انتظار    سهیل تهرانی  30  روز    5000 ریال   
30150   باورم كن    سهيل تهراني  30  روز    5000 ریال   
30151   صدای من    سهیل تهرانی  30  روز    5000 ریال   
30152   به من بگو   سهیل تهرانی  30  روز    5000 ریال   
30153   باور ندارم   سهیل تهرانی  30  روز    5000 ریال   
30154   أخرين حرف   سهيل تهراني  30  روز    5000 ریال   
30155   آروم آروم    سهراب پاکزاد 30  روز    5000 ریال   
30156   عاشقت داره میره    رضا هاشمیان  30  روز    5000 ریال   
30157   بی تفاوت    سعیدقاسمی  30  روز    0 ریال   
30158   مگه نه    حمید طالب زاده  30  روز    5000 ریال   
30159   ریشه    حمید طالب زاده  30  روز    5000 ریال   
30160   همه چیم تو    رضا عنایتی  30  روز    5000 ریال   
30161   دارم عاشق می شم    پژمان کلانی  30  روز    5000 ریال   
30162   زمستون    پوژنگ پروازی  30  روز    5000 ریال   
30163   هجرت    حمید طالب زاده  30  روز    5000 ریال   
30164   تومیدونی    ادریس منصوری  30  روز    5000 ریال   
30165   آروم نشد با حرفام    ادریس منصوری  30  روز    5000 ریال   
30166   باور    پیام مقامی 30  روز    5000 ریال   
30167   خدایا   پیام مقامی  30  روز    5000 ریال   
30168   کوچ    پدرام محبوبیان  30  روز    5000 ریال   
30169   خواب جاده ها (امام زمان عج )   علی آه نک  30  روز    5000 ریال   
30170   بهترین ترانه    کیارش حسن زاده  30  روز    5000 ریال   
30171   چشم به راه    علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30172   انتظار    علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30173   بردی از یادم    علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30174   نورخدا   علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30175   نگاه قشنگ    علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30176   دل را ببین    علیرضا افتخاری 30  روز    5000 ریال   
30177   یه چکه ماه    علیرضا افتخاری  30  روز    5000 ریال   
30178   اي ايران     

 30178   اي ايران    غلامحسين بنان  30  روز    5000 ریال   
30180   ایران من    محمد یاوری  30  روز    5000 ریال   
30181   بگو جو نتم    محمد یاوری  30  روز    5000 ریال   
30182   انتظار    مهرزاد خیری  30  روز    5000 ریال   
30183   لطفاً    عمران طاهری  30  روز    5000 ریال   
30184   خوب من    ابراهیم توکلی  30  روز    5000 ریال   
30185   مادر    هامون  30  روز    5000 ریال   
30186   خدا چرا عاشق شدم    محمد حشتمی  30  روز    5000 ریال   
30187   دستهای خالیم    علیرضا کبریایی  30  روز    5000 ریال   
30188   ولايت عشق 1   محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30189   ولايت عشق2   محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30190   ضامن آهو   حمید غلامعلی  30  روز    5000 ریال   
30191   اسیری    محسن چاوشی  30  روز    5000 ریال   
30192   بی واژه    محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30193   خورشید   محمداصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30194   معجزه    محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30196   یاد تو 1   مانی رهنما  30  روز    5000 ریال   
30197   یاد تو 2   مانی رهنما  30  روز    5000 ریال   
30198   سپیده    شهرام ناظری  30  روز    5000 ریال   
30199   سلام آخر 1   احسان خواجه امیری  30  روز    5000 ریال   
30200   یه لحظه چشمات رو ببند   گروه هفت  30  روز    5000 ریال   
30201   کاشکی    محسن چاوو شی  30  روز    5000 ریال   
30202   دلم گرفته    امین رستمی  30  روز    5000 ریال   
30203   باور نمی کنم    احسان خواجه امیری  30  روز    5000 ریال   
30204   آتش    شهرام ناظری  30  روز    5000 ریال   
30205   جان مریم   فریبرز لاچینی  30  روز    5000 ریال   
30206   گل پامچال    فریبرزلاچینی  30  روز    5000 ریال   
30207   بی من نرو    علیرضا اویسی  30  روز    5000 ریال   
30208   چشمهای تو    فتحعلی اویسی  30  روز    5000 ریال   
30209   عذاب دوست داشتن 1   علی لهراسبی  30  روز    5000 ریال   
30210   عذاب دوست داشتن 2   علی لهراسبی  30  روز    5000 ریال   
30211   ای آدما    علیرضا اویسی  30  روز    5000 ریال   
30212   چشم سیاه 1   علیرضا اویسی  30  روز    5000 ریال   
30213   بعد از رفتنت 1   علی لهراسبی  30  روز    5000 ریال   
30214   بعد از رفتنت 2   علی لهراسبی  30  روز    5000 ریال   
30215   رستگاران    محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30216   ناجی    محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30217   دریاچه مرده    محسن چاووشی  30  روز    5000 ریال   
30218   حراج    محسن چاووشی  30  روز    5000 ریال   
30219   ستاره    گروه هفت  30  روز    5000 ریال   
30220   اگه باشی    محمد اصفهانی  30  روز    5000 ریال   
30221   واست مي ميرم    گروه هفت  30  روز    5000 ریال   
30222   دل شوره 1   محسن چاووشی  30  روز    5000 ریال   
30223   دل شوره 2   محسن چاووشی  30  روز    5000 ریال 

برف زمستانی

سلام

از دیشب لطف خدا شامل همه مردم ایران بخصوص کشاورزا و دامداران شد

برف نسبتا خوبی شروع به باریدن کرد

تقریبا همه جا سفید پوش شده

امروز که رفتم روستا دیدم اونجا مث اینکه بیشتر باریده

خدایا شکرت بابت این همه نعمتی که به ما دادادی

شکررررررررررررررررررررررررررررررت

لیست شهیدان کربلا

فرزندان امیرالمؤمنین (علیه السلام):

1ـ ابو بکر بن علی (که شهادت وی با شک و تردید ذکر شده است)
2ـ عمر بن علی
3ـ محمد الاصغر بن علی
4ـ عبد الله بن علی
5ـ عباس بن علی
6ـ محمد بن العباس بن علی
7ـ عبد الله بن العباس بن علی
8ـ عبد الله الاصغر
9ـ جعفر بن علی
10ـ عثمان بن علی
(فرزندان امام حسن):
11ـ قاسم بن حسن
12ـ ابو بکر بن حسن
13ـ عبد الله بن حسن
14ـ بشر بن حسن
(فرزندان امام حسین):
15ـ علی بن الحسین الاکبر
16ـ عبد الله الرضیع
17ـ ابراهیم بن الحسین (این نام را ابن شهر آشوب در کتاب خود آورده و تعداد دیگری نیز بدان اضافه کرده است) .

(فرزندان عبد الله بن جعفر):

18ـ محمد بن عبد الله بن جعفر
19ـ عون بن عبد الله بن جعفر
20ـ عبید الله بن عبد الله بن جعفر
(فرزندان عقیل بن ابی طالب):
21ـ مسلم بن عقیل
22ـ جعفر بن عقیل
23ـ جعفر بن محمد بن عقیل (نام وی را نیز ابن شهر آشوب ذکر کرده است) .
24ـ عبد الرحمن بن عقیل
25ـ عبد الله الاکبر بن عقیل
26ـ عبد الله بن مسلم بن عقیل
27ـ عون بن مسلم بن عقیل
28ـ محمد بن مسلم بن عقیل
29ـ محمد بن ابی سعید بن عقیل
30ـ احمد بن محمد الهاشمی (هر چند که در میان کتب تاریخی نامی از این شخص برده نشده و نه جزء فرزندان عباس و نه غیر او ذکری به میان نیامده اما وی را نیز ابن شهر آشوب آورده است).

یاران امام از غیر بنی هاشم که در واقعه کربلا به شهادت رسیده‏اند به ترتیب حروف الفبا

1ـ ابراهیم بن الحصین الاسدی
2ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصاری
3ـ ابو عامر النهشلی
4ـ ادهم بن امیه العبدی
5ـ اسلم الترکی (آزاد شده حسین ع)
6ـ امیة بن سعد الطایی
7ـ أنس بن الحارث الکاهلی
8ـ أنیس بن معقل الاصبحی
9ـ بریر بن خضیر الهمدانی
10ـ بشر بن عبد الله الحضرمی
11ـ بکر بن حی التیمی
12ـ جابر بن الحجاج التیمی
13ـ جبلة بن علی الشیبانی
14ـ جنادة بن الحارث السلمانی
15ـ جنادة بن کعب الانصاری
16ـ جندب بن حجیر الخولانی
17ـ جون (آزاد شده ابی ذر)
18ـ جوین بن مالک التمیمی
19ـ الحارث بن امرئ القیس الکندی
20ـ الحارث بن نبهان (آزاد شده حمزه)
21ـ الحباب بن الحارث
22ـ الحباب بن عامر الشعبی
23ـ حبشی بن قاسم النهمی
24ـ حبیب بن مظهر الاسدی
25ـ الحجاج بن بدر السعدی
26ـ الحجاج بن مسروق الجعفی
27ـ الحر بن یزید الریاحی
28ـ الحلاس بن عمرو الراسبی
29ـ حنظلة بن اسعد اشبامی
30ـ حنظلة بن عمرو الشیبانی
31ـ رافع (آزاد شده مسلم الازدی)
32ـ زاهر بن عمرو الکندی (آزاد شده عمرو بن حمق)
33ـ زهیر بن لبشر الخثعمی
34ـ زهیر بن سلیم الازدی
35ـ زهیر بن القین البجلی
36ـ زیاد بن عریب الصائدی
37ـ سالم (آزاد شده بنی المدینه الکلبی)
38ـ سالم (آزاد شده عامر عبدی)
39ـ سعد بن الحارث الانصاری
40ـ سعد (آزاد شده علی بن ابی طالب ع)
41ـ سعد (آزاد شده عمرو بن خالد صیداوی)
42ـ سعید بن عبد الله الحنفی
43ـ سلمان بن مضارب البجلی
44ـ سلیمان (آزاد شده حسین ع)
45ـ سوار بن منعم النهمی
46ـ سوید بن عمرو بن ابی المطاع
47ـ سیف بن الحارث بن سریع الجابری
48ـ سیف بن مالک العبدی
49ـ شبیب (آزاد شده حارث جابری)
50ـ شوذب (آزاد شده بنی شاکر)
51ـ الضرغامة بن مالک
52ـ عائذ بن مجمع العائذی
53ـ عالبس بن ابی شبیب الشاکری
54ـ عامر بن حسان بن شریح بن سعد بن حارثه بن لام بن عمرو بن طریف بن عمرو بن بشامة بن ذهل بن جدعان بن سعد بن قطرة بن طی
55ـ عامر بن مسلم العبدی
56ـ عباد بن المهاجر الجهنی
57ـ عبد الأعلی بن یزید الکلبی
58ـ عبد الرحمن الارحبی
59ـ عبد الرحمن بن عبد ربه الانصاری
60ـ عبد الرحمن بن عروة الغفاری
61ـ عبد الرحمن بن مسعود التیمی
62ـ عبد الله بن ابی بکر (چنان که جاحظ در کتاب الحیوان آورده وی از کسانی است که در واقعه کربلا به شهادت رسیده است)
63ـ عهد الله بن بشر الخثعمی
64ـ عبد الله بن عروة الغفاری
65ـ عبد الله بن عمیر بن جناب الکلبی
66ـ عبد الله بن یزید العبدی
67ـ عبید الله بن یزید العبدی
68ـ عقبة بن سمعان
69ـ عقبة بن الصلت الجهنی
70ـ عمارة بن صلخب الازدی
71ـ عمران بن کعب بن حارثة الاشجعی
72ـ عمار بن حسان الطائی
73ـ عمار بن سلامة الدالانی
74ـ عمرو بن عبد الله الجندعی
75ـ عمرو بن خالد الازدی
76ـ عمرو بن خالد الصیداوی
77ـ عمرو بن قرظة الانصاری
78ـ عمرو بن مطاع الجعفی
79ـ عمرو بن جنادة الانصاری
80ـ عمرو بن ضبیعة الضبعی
81ـ عمرو بن کعب ابو ثمامة الصائدی
82ـ قارب (آزاد شده حسین ع)
83ـ قاسط بن زهیر التغلبی
84ـ القاسم بن حبیب الازدی
85ـ کردوس التغلبی
86ـ کنانة بن عتیق التغلبی
87ـ مالک بن ذودان
88ـ مالک بن عبد الله بن سریع الجابری
89ـ مجمع الجهنی
90ـ مجمع بن عبید الله العائذی
91ـ محمد بن بشیر الحضرمی
92ـ مسعود بن الحجاج التیمی
93ـ مسلم بن عوسجه الاسدی
94ـ مسلم بن کثیر الازدی
95ـ مقسط بن زهیر التغلبی
96ـ منجح (آزاد شده امام حسن ع)
97ـ الموقع بن ثمامة الاسدی
98ـ نافع بن هلال الجملی
99ـ نصر (آزاد شده علی ع)
100ـ النعمان بن عمرو الراسبی
101ـ نعیم بن عجلان الانصاری
102ـ واضح الرومی (آزاد شده حارث سلمانی)
103ـ وهب بن حباب الکلبی
104ـ یزید بن ثبیط العبدی
105ـ یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی
106ـ یزید بن مغفل الجعفی
چنانچه سی تن از بنی هاشم را به این تعداد که ذکر شد اضافه کنیم.تعداد شهدای کربلا به 136 نفر می‏رسد و چون قیس بن مسهر صیداوی و عبد الله بن بقطر و هانی بن عروة را نیز جزء آنها قرار دهیم تعداد آنها به 139 نفر خواهد رسید.
منبع: سیره معصومان

درهم بر هم

زنه اومده بود بانک يارانشو بگيره. بانکيه گفت: بريزم به حساب جاريتون؟زنه گفت: دِ نـَـه دِ بريز به حساب خودم.الهي بميره اون جاريم که تو بانکم هواشو بيشتر از من دارين

***

تو ايران هر موفقيتي که به موفقيت هات اضافه مي شه يا يکي از دوستات کم ميشه يا يه دشمن اضافه مي شه

***

وقتي عصباني هستي.
يک نفس عميق بکش...
بعد ....
فحش بده تا آروم بشي...

سوالات بی جواب

چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟

چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟

چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟

چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟

آیا میشه زیر آب گریه کرد؟

چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟

چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟

چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟

اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟

تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟

آدمک مسنجر چه مشکلی داشت که فیلترش کردن؟

جون من به سوالات جواب بدین.

یعنی کسی نیست جواب این سوال های منو بده؟؟؟

بیوگرافی آقای اسدالهی نماینده محبوب تایباد در مجلس

غلامرضا اسداللهی (زاده 1346 در روستای قلعه نوعلیا ) نماینده مردم تربت جام و تایباد در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی است و کاندیدای احتمالی این حوزه انتخابیه برای مجلس نهم خواهد بود. ایشان دارای مدرک کارسناسی ارشد در رشته مدیریت دولتی و حقوق عمومی است.



بیوگرافی :

غلامرضااسداللهی فرزاند حبیب الله درفروردین 1346 به دنیاآمد. زادگاه او روستای قلعه نوعلیا باخزر از توابع شهرستان تایباد است. پدر و مادر وی هردو سواد قرآنی داشتند. شغل پدرش کشاورزی و دامداری بود.
غلامرضادوران کودکی خود را در روستا گذراند. خواندن و نوشتن را از مکتب خانه آموخت، پس از اینکه روستای قلعه نو معلم و مدرسه را در آن مقطع به خود دید او نیز در کنار بچههای روستا در کلاس درس نشست. ملائی و حیدری دو معلمی هستند که چراغ تحصیل را در روستای آنها در این زمان روشن کردند و هنوزکه هنوز است کام غلامرضا اسدللهی و همشاگردیهای او از زمزمه های محبت آمیز آن دو عزیز شیرین و رابطه دوستی بین آنها هم‌چنان بر دوام و برقرار است
اسداللهی اولین مطالب راجع به امام خمینی (ره) را از زبان حسنی آموزگار کلاس چهارم شنیده بود و پس از تعطیلی مدارس نیز با حضور در مساجد و مراسم راهپیمایی با موضوع انقلاب بیشتر آشنا شد. همین آشنایی و توجه، تفکر بعدی او را رقم زد. وی دوره راهنمایی را در روستا به اتمام رساند و به مشهد آمد و به همراه برادرش که دانشجو بود به تحصیل خود ادامه داد. یک سال بعد به تربت جام رفت و در دبیرستانهای شهید مطهری و آیت الله طالقانی تربت‌جام ادامه تحصیل داد و دیپلم گرفت. همان سال در کنکور دانشگاههای تهران، امام صادق (ع)،علوم اسلامی رضوی مشهد شرکت کرد و با رتبه زیر 100 در همه آن مراکز قبول شد. اما علاقه او به شغل قضاء او را به دانشکده علوم قضایی کشاند و در 1367 شمسی ضمن تحصیل به استخدام قوه قضاییه در آمد. اسداللهی در ضمن خدمت به تحصیلات خود نیز ادامه داد و در دو رشته ی مدیریت دولتی و حقوق عمومی، موفق به دریافت کارشناسی ارشد شد . رتبه ممتازش در دوره کارشناسی ارشد زمینه ادامه تحصیل او را در مقطع دکتری نیز فراهم کرده است .
غلامرضا اسداللهی با تفکر بسیجی و روحیه‌ای انقلابی بزرگ شده است و از همان دوران تحصیل در مقطع راهنمایی با بسیج محل ارتباط فعال داشت و در دوره دبیرستان جزء شورای مرکزی بسیج بود و در سال 1366 در مناطق غرب و جنوب کشور به عنوان بسیجی در جبهه های دفاع مقدس حضوری داوطلبانه داشت. با اینکه سربلندی ملت ایران و سر افزاري جوانان این مرز و بوم از آرزوهای اوست اما پیشرفت زادگاهش را دغدغه اصلی خود می‌داند.

سوابق و فعالیت ها :

•    رياست دادگاه انقلاب اسلامي زاهدان
•    مديركل بازرسي استان سيستان و بلوچستان
•    مديركل بازرسي استانهاي مازندران و گلستان
•    مديركل  بازرسي استانهاي اصفهان و چهارمحال بختياري
•    مديركل بازرسي امور ويژه سازمان بازرسي كل كشور
•    قاضي ويژه بررسي پرونده هاي كلان  مفاسد اقتصادي
•    دبير هياًت مركزي  نظارت بر حقوق شهروندي قوه قضائيه
•    نماینده مجلس هشتم

مسافرت ....

سلام همه دوستان عزیز

امیدوارم که حال همه تون خوب باشه

امروز از مسافرت اومدم

جای همه تون خالی

واقعا که خوش گذشت

ایشااله قسمت بشه همه تون بروید............کیششششششششششششششششش

 

 

مسافرت

ضمن سپاس از همه دوستانی که زحمت میکشن و به این وبلاگ سری میزنند باید به اطلاع برسونم که اینجانب از جمعه ۰۳/۱۰/۱۳۹۰ به مدت یک هفته نیستم و میخوام برم مسافرت به کیش با چند نفر از دوستان...........

ایشاله بعد از مسافرت با مطالب جدید تر در خدمتتون خواهم بود

شب یلدا مبارک

پارسی  زبانان با برگزاری مراسم نیاکان خود...........

 ضمن ارج نهادن به تمدن خود از نیاکان خود نیز قدردانی میکنند..............

یلدا..............

دختر سیاه موی بلند بالا..............

یادگار نام وطن.........

میوه پاییز ایران...........

عروس زمستان..........آمد

او را برسفره مهر مینشانیم..........

وبا نسل فردا پیوند میدهیم...........

که ایرانی بودن را فراموش نکنیم...............

یلدایتان مبارک

مرز ایران و افغانستان

این عکسی که اینجا گذاشتم مربوطه به نقطه صفر مرزی ایران و افغانستان(گمرک دوغارون) دقیقا از بلوکه های پشت سرم به بعد مال کشور افغانستانه

 

18427dbm6y14rjxpr06p.jpg

 

بدون شرح..........؟؟؟....!!!!!!!!!

xgrwkf2bvwzbxhlrytu3.jpg

امشب ....

امشب شب شام غریبان حسین(ع) است

zuou7kdn65v0slavd2kx.jpg

m9wyy6l1iyyxl2tur4v.jpg

یا حسین(ع)

شب عاشوراست امشب.......................کربلا غوغاست امشب

باز محرم رسید

سلام

سلامی به عاشورا به کربلا و به تمام تشنگان کربلا

صدایی میاید صدایی میاید صدای گریه ی زنان و طفل های معصومی که منتظر اب اند

منتظر قطرهای باران  منتظر امدن عمو عباس رفته تا اب بیاورد 

واما از همه مهم تر صدای امام حسین میاید که در روبه روی دشمنان برای طفل شیر خوارهی

خود اب طلب میکند   

و در جواب نیزه ای سه سره در گلوی طفل شیر خواره ی خود میگیرد

و اکنون نیز در عاشورا صدا میاید

صدای مردم که گریه میکنند و همه حسین مظلوم  را صدا میکنند

صدا میاید صدای محرم  صدای امدن محرم است

شهادت امام حسین و یارانشان را به تمام شما عزیزان که از این وبلاگ بازدید میکنید تسلیت میگویم

یرف پاییزی

الان که این کامنتو دارم تایپ میکنم  وحشتناک داره برف میباره.........

جای همتون خالی.............

وام خود اشتغالی

به اطلاع کلیه دوستان عزیز برسونم که ثبت نام وام های ۵ میلیونی مشاغل خانگی اغاز شده

اون دسته از دوستانی که به من میگن که وام میخواهیم  آدرسو میدم بروید و ثبت نام کنیدhttp://www.kar.propage.ir

شناسایی کنید...........؟!!!!!!

هرکی این عکسو میشناسه نظر بده

do35rzivm6lipex20nxz.jpg

حمید...مرد جنگ و نبرد

 

خیلی پسر خوبه

من یکی که خیلی دوستش دارم.............

من که اسمشو گذاشتم مرد جنگ

همه ما تو زندگی مون با مشکلات زیادی روبه رو میشیم که فکر میکنیم از پسشون بر نمیاییم

اما این حمیدی که میبینید  فراتر از این مشکلات براش به وجود اومد

میکن خدا بنده هایی رو که خیلی دوست داره براشون یه بیماری میده و امتحانشون میکنه

این حمید اقا هم مث یه مرد از پسش بر اومد

هر جا که هستید برای سلامتی اش دعا کنید

 8y5vrh3wiap5x07c6ukg.jpg

اینم عکس حمید آقای گل... روی موتور نشسته

q6in4w9q38p6sx12dnrc.jpg

یه کار خوب

با عرض شرمندگی و پوزش از تموم دوستای خوب و عزیزم که نتونستم کامنتای اون دو هفته پیشمو به روز کنم........................

دوستای خوب و مهربون بچه های رهنه مقیم تایباد یه کارای خوبی داریم انجام میدیم که انشا اله اگه بتونیم ادامه بدیم و گسترده کنیم خیلی عالی میشه........

یکی از این برنامه ها دعای توسله که هر هفته برگذار میشه و هرجلسه خونه یکی از دوستان

هفته اول که همین دیشب بود خونه روح اله طاهری نسب بود که شور و حال خاصی داشت و قراره که هفته اینده خونه حاجی مهدی شکری باشه...........

همین جا از کسانی که این کامنتو میخونن دعوت میشه که تشریف بیارن ساعت ۸ دعا برگزار میشه..........

یکی دیگه از برنامه هامون هفته ای دو شب فوتساله که سالن آزادی تایبادو  اجاره کردیمو روزای یکشنبه و چهارشنبه ساعت ۳۰/۴ بهداز ظهر میریم بازی میکنیم.........

هرکی میخواد فوتبال بیاد میتونه تشریف بیاره قدمش روی چشم............

دیگه عرض خاصی نیست و تمام

خدایا شکرت

خدایا شکرت بابت تمام نعماتی که به ما دادی

امسال  خیلی زودتر از پارسال زمستون خودشو نشون داد

برف پاییزی به همراه باران دیشب کولاک کرد . همه مردم تو خونه هاشون زندونی شدن

روستامون هم  خالی ازین نعمت نبود

خدا کنه امسال یه سال خوبی باشه که دامدارا و کشاورزای روستا.نه تنها روستای خودمون بلکه همه  ایران به عایداتی برسن.

من از همه دوستا معذرت میخوام به خاطر اینکه نتونستم کامنتامو به روز کنم

اخه یک هفته ای نبودم و حسابی سرم شلوغ بود

ایشا اله جبران میکنم

 

دکتر شریعتی و قرآن

ff0ompve8jr7t3utm5m7.jpg

ضرب المثل های رهنه

دست کور که وه آلوا نمیرسه میگه تروشه

گرگ که وه رمه میندازه سگر ریده میگیره

اینا وه فادمه تمو نمیشه

 

هیزمی...خاطزه ای از جواد دلیریان

ای قوما یک خاطره ما وه شما بگونو......

یک روزه خی بچه ها رفته وه هیزم که....

ما دو سو نفر بوده که دو نفر ما هیزم کنده بلد بو یکه دگه ما نابلد بو و هچ کاره ا روو نمیشه...

ما هیزمکا خور کنده .....وی بر خور که نگاه کرده.............دیه که یکه دگی ما هم سو بغل هم نکنده بو......

حالا وه تی رووو نگاه میکنه واهر مونده............نکا پیخ.گوشا چر.کلیگه پر پت.عرقا از دو نیمو شار کشیده. و وه تی روما همتو همتو نگاه می کنه

وه میگه وچی خاب نکندی هیچی

میگه همینا که کندو بسه

ووو میگه که اینا خو بارریه نمیشه

میگه ا چگار کونو

بلد نیو

خلاصه ووو گفته که ما تشنهههه.

برو از دهن شیله درخت بادوم او بیار که ما وه تو بکنه و باری تور ببنده

رفتو یک کله گم بو  وخته که اماده میگه کو اوووا؟

چار چش وه تی رو ما واسریده میگه مه خو او خورده آ   و شما نتونستو دبر او کنو

مام باریور بستنو  وه بالی خرو گذاشته

آ و خو اماده وه رهنه

تی را که میاماده

باری یا ما قیل شه

از او هچه کار نشه  آ ما بی هیزم  ووو او بی هیزم وه رهنه رسی

مه بودو نو حسین گلستانی بودو حسن خدادادی

 

 

حکایت

حکایتی از شیخ بهایی

 شیوه عاقلان

حكما گفته اند: عاقل بايد به اول بليّت و شدتي كه به او رسد اندوهگين نشود و به اول دولتي كه به او روي نمايد شادي و نشاط ننمايد. زيرا كه نتوان دانست كه دولتي در زير محنت پوشيده نباشد، يا مضرتي در ضمن مسرت مندرج نبود.
 

طفلي بزرگي را از [شرايط] بلوغ پرسيد.
گفت: در سطور آمده است كه سه نشان دارد: يكي پانزده سالگي و ديگر احتلام و سوم برآمدن موي پيش. اما در حقيقت يك نشان دارد و بس. آنكه در بند رضاي حق جلّ و علا بيش از آن باشي كه در بند حظ نفس خويش و هر آنكه در اين صفت موجود نيست به نزد محققان بالغ نشمارندش.
 

مردي سجاده عابدي را دزديد. عابد چون ديد، دزد خجالت كشيد و سجاده را واگذاشت و گفت: نمي دانستم كه سجاده از توست. عابد گفت: چگونه نمي دانستي كه سجاده از تو نيست؟!

شخصي پيش شيخي رفت، جامه او پاره ديد.
گفت:‌ بسيار كسان باشند كه اگر اشارت كني در حق تو نظر كنند.
شيخ گفت: من شرم دارم كه دنيا خواهم از كسي كه در دست او به عاريت است.

بیاییم مثل قدیما باشیم

سلام دوستای گلم

یادمه اون زمونی  که بچه یا نوجوون بودم بزرگ ترها حرفای خوبی میزدند

از وحدت بین مردم روستا صحبت میکردند

چه زمانی که کسی از دنیا میرفت همه مردم روستا  زن . مرد.  پیر. جوان و...  براش مراسم تعزیه میگرفتند. تو همه مراسمات شرکت میکردند.یا اگه عروسی بود همینطور  و جوونا با هم دوست بودند و اتحاد داشتند وکاری میکردند که به بهترین نحو ممکن تموم بشه

طوریکه  روستاهای اطراف حسرت این اتحادی که بین مردم بودو میخوردند. و جرات  نداشتند در مورد این روستا حرفی بزنند

درسته که طوایف زیادی تو روستا هستند ازقبیل.کریمی. دادی.احمدی.جنگ و خونی و....

که همه با هم مثل برادر بودند و تازه با هم وصلت هم میکردند که البته الان هم هستند

اما یه چند سالیه که نمیدونم چی شده که همه به جون هم افتادند. هر روز دعوا سر مسایل هیچ و پوچ

واقعا از بزرگترها انتظار بیشتری میره به جای اینکه چهار تا بچه که با هم دعوا میکنند اونارو محکوم کنند که دوباره ازین کارا نکنند. متاسفانه خودشون انگار بچه ترند و بیشتر آتیش دعوا رو تند تر کردند

یکی نسیت به اینا بگه

آخه آدم بزرگای روستا........شما که ادعای بزرگی میکنید

شما چرا؟

واقعا آدم تاسف میخوره

این روستا که یکی ازبزرگترین روستای های شیعه نشین  تایباده باید اینطوری باشه؟

روستایی که ۱۳ شهید داده

روستایی که ولایتمداره

روستایی که  جوونای غیور داره که موقع محرم چطوربه خاطر امام حسین(ع) به سر و سینه شون میزنند

واقعا باید اینطوری باشه؟

عکس هیت روستا رو ببنید............

pdg8uidkewm9unv30kw.jpg

هیت دو سال پیش

n5nny4j062fumtj76z3.jpg

هیت ۲۰ سال پیش

واقع این مردم مردمی هستند که کینه ای و از هم متنفر باشند؟

میخوام هرکی از بچه های روستا که این مطلبو میخونه قسم بدم

شما رو به همین امام حسین(ع) که به خاطرش به سر و سینه تون میزنید

دست بردارید ازین بچه بازی ها

بیاییم دوباره همه با هم خوب و خوش باشم

به خدا این دنیا ارزشی نداره.............مگه چقدر میخوایم عمر کنیم

بیاییم آبروی روستامونو جلو بقیه نبریم و حفظش کنیم

به خدا اینطوری بهتره و به نفع همه  است

 

 

 

 

گندم پاک کنی

امروز  رفتم روستا

آخه گندم پاک کنی پسر عمویم بود

همه اومده بودند

جای شما خالی

البته به حتن محلی روستا که نرسیدم ولی دوستان حسابی سنگ تموم گذاشتند و بازی کردند. وقتی که وارد روستا شدم فکر کردم عروسیه. ولی نزدیک که شدم دیدم گندم پاک کنی محمد پرهاده است

حسابی حال کردیم و خوش گذشت

 

دارم محکوم میشمممممممممم

تو دوباره محکوم شدی؟

دلم میخواد فقط سکوت کنم... تا ببینم چی میشه آخرش..... چقدر دیگه به کنایه زدنشون ادامه میدن؟؟؟

اشکال نداره.... درمانش فقط یه لبخنده.....

عادت کردیم به تظاهر..... اگه حال یکی و از دوستش بپرسی طرف بهش بر میخوره!!!

فقط توقع داریم از بقیه بدون اینکه حتی یه لحظه بخوایم بدونیم طرف واقعا" شرایطش چی هست اون تو چه وضعیتی.... اصلا" توقع من منطقی ِ؟؟؟؟

چشامونو میندیم و تو همون لحظه هر چی به ذهنمون میرسه رو میگیم به هیچی و هیچکس جز خودمون فکر نمیکنیم...

به نظرم بی ثبات ترین موجودات روی زمین آدمان .... آخه چرا یاد نمیگیرم ...همه ی آدما مثل هم نیستن و منم مثل خیلیا نیستم........

خنده های گذرا با آدما به معنی درک عمق دوستی نیست... دوستی فکر بد نداره.... دوستی ریاکاری نداره.... دوستی تعارف کردن نداره....... توی یه رابطه دو طرف باید دیده شن....

بفهم این چیزا رو علی اکبر .......................

هم خودتو خسته میکنی هم بقیه رو ....... همه رو مثل هم ندون و با هر کسی مثل صمیمی ترینات برخورد نکن با هر کس باید همونجور برخورد کنی که دوست داره..... تا ناراحتش نکنی.....

تعریف تو از خیلی چیزا با بقیه فرق داره .... پس به تعریفای اونا هم احترام بذار .... دیدتو برای خودت نگه دار....

تعاریف کزایی تو فقط به درد خودت میخوره......

مخاطب خاص این حرف خودمم شما که میخونید بهتوون برنخوره... آخه امشب دلم خیلی گرفته  ...اصولا" با خودم حرف میزنم .....

منو ببخشید

عروسی پشت عروسی

سلام دوستان  خوبم

این فصل عروسی ها هم واقعا خسته کننده است

باید هرشب برم روستا واسه عروسی ..............................

آخه همه هم فامیلن و انتظار دارن

نمی دونم چیکار کنم

دیشب عروسی بود رفتم  و آخر شب برگشتم

هر شب عروسی

آخه عروسی رفتنم حدی داره

من که بریدم

 

 

سلام پاییز.......

یه سلام از نوع صدای خش خش برگهای پاییزی!!

تابستون دیگه داره کم کم تموم میشه...............

پاییز همیشه برام کلی خاطره داشته... نمیدونم چرا بین فصلها ما شدیم عاشق پاییز؟؟

به قول شاعر :

زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است...


بد نیست بدونید که سال نو هخامنشی اول پاییز بوده و هخامنشیان علاوه بر جشن نوروز ، سال نوی خودشون رو در اول پاییز شروع میکردن

پندو اندرز..........پدر...

پدري دست بر شانه پسر گذاشت و از او پرسيد:تو ميتواني مرا بزني يا من تورا؟
پسر جواب داد:من ميزنم
پدر ناباورانه دوباره سوال را تکرار کرد ولي باز همان جواب را شنيد
با ناراحتي از کنار پسر رد شد
بعد از چند قدم دوباره سوال را تکرار کرد شايد جوابي بهتر بشنود.
... ... ... ... پسرم من ميزنم يا تو؟
اين بار پسر جواب داد شما ميزني.
پدر گفت چرا دوبار اول اين را نگفتي؟؟؟
پسر جواب داد تا وقتي دست شما روي شانه من بود عالم را حريف بودم ولي وقتي دست از شانه ام کشيدي قوتم را با خود بردي

لهجه محلی رهنه

سلامی دوباره

دوستای گلم

از چند روز دیگه میخوام چند تا مطلب با لهجه شیرین روستامون براتون بزارم

امیدوارم خوشتون بیاد و بتونین بخونین

منتظر باشید

 

رفتیم عروسی که................

سلام دوستان...........

دیشب رفتم روستامون................آخه عروسی دعوت بودیم

تقریبا همه بودند

بجز یه تعداد از فامیل که اونم مثل تموم عروسی های دیگه بنا به دلایلی که باز اونم خودتون بهتر میدونین نتونستن بیان(قبلا جریانشو گفتم)............

 

یه سری پیشنهاداتی دادند که ایشاله حتما در دستور کار قرار خواهد گرفت

یه سری هم انتقاداتی داشتند که بنده با کمال میل پذیرفتم............

روحانی و یه تعداد از بزرگا پیشنهاد کردند که در مورد معدن روستا  یه چیزایی بنویسم

هنوز درست نمیدونم چی به چیه و کی به کیه...............

فقط میدونم یه نفرایی پیدا شدن از یه جایی دیگه اومدن تو کوهای روستامون اقدام به اکتشاف و استخراج معدن میکنن..............

البته مردم عزیز روستا رفتند و جلوشونو گرفتند

من نمیخوام چیزی در مورد کسایی که این کارا رو میکنند و چه کسایی که پشت این قضیه هستند و پشتیبانی مالی و سیاسی میکنند  صحبت کنم چون این مردم روستا هستند که حقشونو خواهند گرفت(ان شا اله) ..............فقط میخوام به شورا و بزرگای روستا بگم که.............

آقایون محترم:

این روستا چندین شهید و ایثارگر تقدیم این انقلاب کرده..............

درسته که شورا هستین و مردم به شما اعتماد کردند و رای دادند

چگونه شما به همین راحتی اجازه میدین چند نفر اونم از جایی دیگه بیان سرمایه روستاتونو ببرن؟

 

در هر صورت اگه معدنی یا چیز دیگری باشه حق مردم روستای شهید پرور رهنه است که استفاده کنن نه کسای دیگه..............

هرکی مسئوله  باید جواب بده.......چه این دنیا .چه اون دنیا

والسلام

چرا هیشکییییییییییییییییییی

نمی دونم  چرا کسایی که میان اینجا نظر  نمی دن

آخه دوستای گلم ........اگه میخوایین اینجا کیفیتش بهتر شه لطف کننین و نظر بدین ......................نظر  یادتون نره............

گدایی تو روز عید......

بچه که بودم تو روستا  یه رسمای  دیگه بود.... یاد اون دوران بخیر تقریبا پنج ساله بودم که فهمیدم روز عید فطر همه بچه ها هر کدوم یه نایلون دستشون میگیرن و میرن در خونه به خونه  و میگن عیدی بده  یادمه منم همپای بقیه بچه ها میرفتم و واسه خودم عیدی میگرفتم .....عیدی که مردم میدادن نخود و کشمش و سایر آجیل جات بود.........واقعا چه دورانی بود یادش بخیر  الان دیگه فکر نکنم ازون رسما باشه.........بچه های الان کلاسشون خیلی بالاست................افتخار چنین کارایی رو نمیدن............................................

عید فطر

سلام دوستان من

بلاخره ماه رمضون تموم شد و عید فطر رسید

چیز خاصی نمیخوام بگم فقط میخواستم این عیدو به همتون تبریک  بگم.......

نمازو روزه هاتون قبول

کاش اندکی..............

کاش اندکــــی .... آنهــــایی که به پوست ِ سفید و سیاه و گندمگون شان می نازند

کاش  اندکـــــی.... آنـــها که قــــد ِ بلـــند و دست های اُستخوانی شان می نازند

کاش اندکــــــی....آنهـــا که مست می شوند از برق ِ چشمـــان ِ درشت شان

کاش اندکــــــی....

کاش اندکــــــــی  اندیشه  بود در فضای غـــــرور ِ سر به فلــــک کشیده شان ...

کاش یک نفـــــر می گفتشان که : دیری نخواهد گذشت که پوست های رنگین شان

تیره خواهـــــد شد و از لمس ِ سرمـــای مرگـــــــــ کبـــــود!!!!

دیری نخواهد گذشت که قامت ِ چون سَروشان !!هم خواب ِ  ابدی ِ کـــــفن های سفید خواهد شد

دیری نخواهد گذشت که برق ِ چشمان ِ درشت شان محــــو میشود آن سان که در چشمان ِ حریص

مرگــــــــ خیره شوند...و خاکــــ پُر خواهد کرد آن درشت دیدگان را!!!!!!!!!!!

کاش یکــــــ نفر می گفتشان : ((که دیــــر یا زود بایــــــد گذاشت و گذشت  . . . !!!!))

ماه عسل

یه عده میگن نمیشه....هوا گرمه....معده مون خرابه...........دکتر گفته نباید بگیری..............تشنه میشیم..............گشنه میشیم..........و ازین حرفای بقول خودمون(بهونه های بنی اسرائیلی)

اما چرا.................؟

ما که تو این سال به این بزرگی ۱۱ ماهشو که دهنامون میجنبه

یک ماه.........

فقط یک ماهو قراره روزه بگیریم.......

اونم خدا چقدر امتیازات خوبی بهمون داده ...

داره به پایان میرسه این ماه عاشقی.........پس سریعتر عاشق شو اگه هنوز نشدی

نمیدونم چی بگم فقط همین............................

تمام...........

                                                

نمیدونم اسمشو چی بزارم......................

چیز عجیبیه... قبلنا ازین کارا نبود  یا ازین حرفا نبود.......................‍‍‍!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به چند سالیه که متاسفانه جوونای روستا سر مسایل هیچ و پوچ میفتن به هم و به سر و کله هم میزنن

و این همین جور بزرگ میشه تا به بزرگای روستا میرسه و یه چیزی میشه که اسمشو میزارنننننننننننن

.............دعوا.................

نمیخوام دنبال مقصر بگردم. فقط میخوام اینو بگم که بیاییم مثل قبل اتحادمونو حفط کنیم و به همه نشون بدیم که ما هنوز همان مردم غیور و باصلابتیم

به امبد روزی که اصلا دعوا نشه