نمیدونم چی شده که یاد روزای برفی افتادم...!!!!!!!!!

یادمه بچه که بودیم تو روزای برفی از  مجری اخبار  تلویزیون فقط و فقط انتظار گفتن این جمله رو داشتیم

" امروز کلیه مدارس ابتدایی ، راهنمایی ، دبیرستان به علت ریزش برف تعطیل می باشد " البته تو روستا  باید یه متری برف میومد تا تعطیل کنند اونم خبر ساعت ۱۰ به گوشمون میرسید که ما سر کلاس یودیم و بچه های شهر تو خونشون حال میکردند ........!!!!

یادمه با چشمای خواب الود قید کارتون های صبحگاهی رو میزدیم و صبونه نخورده  (همیشه صبحونه نمیخوردم الانم همینجوریم ) یک ساعت پای اخبار

می شستیم .. مجری دهن سرویس هم  همیشه خبرای بیخود رو اول می گفت و اخرین ثانیه اعلام می کرد که مدارس تعطیله یا نه !

اگه میگف تعطیله که تا یه ساعت عربی می رقصیدیم و... ، اگه می گفت تعطیل نیست تا ۱۰دقیقه اول تو شوک بودیم ، بعد به حرفش اعتنایی نمی کردیم و میزدیم کانالای دیگه .. حتی گاهی قید زنگ اول رو میزدیم(  خیلی کم )و فیلمای شبکه های دیگه رو هم نگاه می کردیم ، با خودمون می گفتیم شاید خدا دلش به رحم بیاد و دعامون مستجاب شه .

تلخیه حاضر شدن سر کلاس ریاضی تو روز برفی هنوز زیر زبونمه ..  لبخندهای پیروزمندانه ی ناظم عقده ای مدرسمون .. اسکی تو حیاط مدرسه .. طعم برف پرونی به بچه های مدرسه........... یادش بخیر

اونروزا برف طعم دیگه ای داشت

اما حالا چی

اگه از آسمون سنگ هم بباره باید بری سر کار........

تازه گی ها جمعه ها هم سر کاریمممممممممم

آخه برفی نیست که بخوای  بازی کنی

زمستونای سالای پیش خیلی غیرتی تر بودند تا این سالا (خصوصا سال ۸۷ که همه درختای اینجا رو سرما زد و خشکشون کرد)

نمیدونم چی شد یاد اون روزا افتادم

ببخشید

همین